جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۵۸۳ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۴۹۱۵ صائبیکقلم گردید پای آهوان خلخال داربس که پاشیدم به صحرا دانه زنجیر خویش
- غزل شمارهٔ ۴۹۱۷ صائبمی شود بر دیده خونبار من عالم سیاههرگه اندازم نظر برنامه اعمال خویش
- غزل شمارهٔ ۴۹۱۸ صائببرنمی آیم به تسکین دل خودکام خویشچون فلک در بیقراری دیده ام آرام خویش
- غزل شمارهٔ ۴۹۲۲ صائبندیده حسن خود را، کس حریف اونمی گرددنگه دارد خدا از صحبت آیینه و آبش !
- غزل شمارهٔ ۴۹۲۴ صائباگر چه بود از روشن روانی شمع محفلهاز آب دیده من گوهر نایاب شد آتش
- غزل شمارهٔ ۴۹۲۷ صائبدل سنگش کجا برتشنه دیدار می سوزد؟سبکدستی که برمی آید از آیینه مقصودش
- غزل شمارهٔ ۴۹۳۲ صائبشود گرداب دریای حلاوت دیده روزندرآن محفل که آید درسخن لعل شکربارش
- غزل شمارهٔ ۴۹۳۵ صائببه تاریکی سرآمد روزگار من ،خوشامجنونکه بربالین چراغی می فروزد دیده شیرش
- غزل شمارهٔ ۴۹۴۲ صائبز ترک تنگ چشمی مردمی صائب طمع دارمکه تلخ افتاده چون بادام کوهی دیده تنگش
- غزل شمارهٔ ۴۹۴۷ صائباگر چه می زند آتش به عالم روی تابانشگلو تر می شود از دیدن سیب زنخدانش
- غزل شمارهٔ ۴۹۴۸ صائبگلش بار نسیم صبحگاهی برنمی تابدنفس دزدیده عیسی می کند سیر گلستانش
- غزل شمارهٔ ۴۹۴۹ صائبازان بر میوه فردوس باشد دیده زاهدکز آن سیب ذقن خونین نگردیده است دندانش
