جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۶ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۱۸ ابوالقاسم فردوسیدو رویه ز لشکر برآمد خروشزمین آمد از نعل اسبان به جوش
- بخش ۵۵ - در بیان آنک ترک الجواب جواب مقرر این سخن کی جواب الاحمق سکوت شرح این هر دو درین قصه است کی گفته میآید جلال الدین محمد مولویچون خری پابسته تندد از خریهر دو پایش بسته گردد بر سری
- بخش ۱۱۰ - در تفسیر این خبر کی مصطفی صلواتالله علیه فرمود منهومان لا یشبعان طالب الدنیا و طالب العلم کی این علم غیر علم دنیا باید تا دو قسم باشد اما علم دنیا هم دنیا باشد الی آخره و اگر همچنین شود کی طالب الدنیا و طالب الدنیا تکرار بود نه تقسیم مع تقریره جلال الدین محمد مولویطالب الدنیا و توفیراتهاطالب العلم و تدبیراتها
- عقیدهٔ دیوانهای درباره دو عالم عطار نیشابوریکرد از دیوانهای مردی سؤال«کاین دو عالم چیست با چندین خیال؟»
- دو چیزی که پیر ترکستان دوست میداشت عطار نیشابوریداد از خود پیر ترکستان خبرگفت من دو چیزدارم دوست تر
- شمارهٔ ۳۰ - دو قوچِ جنگی ایرج میرزاچه خواهند از جان هم این دو قوچکه جنگیده با هم سر هیچ و پوچ
- بخش ۴۶ - اشارت به آنکه امر دو قسم است ایجادی و ایجابی جامیبر دو قسم است امر اگر یابیامر ایجادی است و ایجابی
- خاقانی این دو بیت را در مدینه بر در حرم نوشته است خاقانی شروانیقد کنت مرتد افادرکنی الهدیفغدوت مرتدیا بدینک ثانیا
- بخش ۳۷۳ - نهان اندر دو حرفی سر کار است اقبال لاهورینهان اندر دو حرفی سر کار استمقام عشق منبر نیست ، دار است
- بخش ۳۷۴ - نهان اندر دو حرفی سر کار است اقبال لاهورینهان اندر دو حرفی سر کار استمقام عشق منبر نیست ، دار است
- بخش ۳۷۵ - ز پیری یاد دارم این دو اندرز اقبال لاهوریز پیری یاد دارم این دو اندرزنباید جز بجان خویشتن زیست
- بخش ۱۱۸ - اشارت آمدن از غیب به شیخ کی این دو سال به فرمان ما بستدی و بدادی بعد ازین بده و مستان دست در زیر حصیر میکن کی آن را چون انبان بوهریره کردیم در حق تو هر چه خواهی بیابی تا یقین شود عالمیان را کی ورای این عالمیست کی خاک به کف گیری زر شود مرده درو آید زنده شود نحس اکبر در وی آید سعد اکبر شود کفر درو آید ایمان گردد زهر درو آید تریاق شود نه داخل این عالمست و نه خارج این عالم نه تحت و نه فوق نه متصل نه منفصل بیچون و بی چگونه هر دم ازو هزاران اثر و نمونه ظاهر میشود چنانک صنعت دست با صورت دست و غمزهٔ چشم با صورت چشم و فصاحت زبان با صورت زبان نه داخلست و نه خارج او نه متصل و نه منفصل والعاقل تکفیه الاشارة جلال الدین محمد مولویتا دو سال این کار کرد آن مرد کاربعد از آن امر آمدش از کردگار
