جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۶۰ از ۱٬۶۳۸
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۹ جلال الدین محمد مولویهم باده خوری مها هم نای زنیاین طمع مکن که هر دو یک جای زنی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴۴ جلال الدین محمد مولوییا قند نهی در دو لب رنجورییا جفت شود مخنثی با حوری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۷ جلال الدین محمد مولویحیران گردد عدم که هرگز جائیدر هر دو جهان نیست چنین شیدائی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۶ جلال الدین محمد مولویاز سی و دو دندان چو یکی گشت درازبیدندان شد از چنان دندانی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷۶ جلال الدین محمد مولویدوش آمد آن خیال تو رهگذریگفتم بر ما باش ز صاحب نظری
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۹ جلال الدین محمد مولویای بر سر هر پشته از درد تو صد کشتهتو پرده فروهشته ای دوست چه خوی است این
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۶ جلال الدین محمد مولوینی نی به از این باید با دوست وفا کردننی نی کم از این باید تقصیر و جفا کردن
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۶ جلال الدین محمد مولویرقص آن باشد کز دو جهان برخیزیدل پاره کنی وز سر جان برخیزی
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۹ جلال الدین محمد مولویهمه شب دوش می گفتم خدایاکه داد من از آن خون خواره بستان
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰۴ جلال الدین محمد مولویعشق آن نبود که هر زمان برخیزیوز زیر دو پای خویش گردانگیزی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱۳ جلال الدین محمد مولویزان شاخ گلی که ما درآویختهایمای مرغک زیرک به دو پا آویزی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷۸ جلال الدین محمد مولویآخر ز فراقِ هر دو آهی کردیزان آه بهسویِ خویش راهی کردی
