جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۶۸۷ از ۱٬۶۳۸
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲۱ جلال الدین محمد مولویبا پیر خرد نهفته می گفتم دوشکز من سخن از سر جهان هیچ مپوش
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۹ جلال الدین محمد مولویاز باده بسی ساغر فربه کن هر لاغرهر چند سبک دستی ای دوست از آن زوتر
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۳ جلال الدین محمد مولویدانم که برای ما نخفتی همه دوشبر صفهٔ سرد با یکی بالاپوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۴ جلال الدین محمد مولویدر انجمنی نشسته دیدم دوششنتوانستم گرفت در آغوشش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۵ جلال الدین محمد مولویدر حلقهٔ مستان تو ای دلبر دوشمیخانه درون کشیدم از خم سر جوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴۳ جلال الدین محمد مولویآندم که قضا کار کند ای درویشدر خانه گریزد خرد دوراندیش
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۱ جلال الدین محمد مولویگر عالم جمله خار گیردماییم ز دوست غرق گلزار
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۲ جلال الدین محمد مولویخواهی خود را بدو بدوزیبرخیز و حجاب نفس بردر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۷ جلال الدین محمد مولویدرویش ز دوش باز مست استغیر شب و روز دوش دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۴ جلال الدین محمد مولویهمچو خور عالم فروز و همچو گردون سرفرازهم کلید هشت جنت هم برون از پنج و چار
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷۱ جلال الدین محمد مولویاین خار از آن نهاد حق بر در عشقتا دور شود هرکه ندارد سر عشق
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۱ جلال الدین محمد مولویمعده را پر کردهای دوش از خمیر و از فطیرخواب آمد چشم پر شد کآنچ میجُستی بگیر
