جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۶۹۶ از ۷۰۴
- شمارهٔ ۱۵ - اندرز و نصیحت ایرج میرزاهیچ عیبی بجز از فقر ندارم باللّهفقر فخر است ولی تنها بر پیغمبر
- بخش ۷ - در شرف این نامه بر دیگر نامهها نظامی گنجویپس و پیش چون آفتابم یکیستفروغم فراوان، فریب اندکیست
- بخش ۵۹ - افسانه آب حیوان نظامی گنجویبیا ساقی آن جام رخشنده میبه کف گیر بر نغمهٔ نای و نی
- باب هفتم در حیاء، وفا، صدق، رحمت و شفقت - مذهب مختار عبید زاکانیباز کدام دلیل واضحتر از اینکه هر کس خود را به وفا منسوب کرد همیشه غمناک بود و عاقبت عمر بیفایده در سر آن کار کند؟؛ چنانکه فرهاد بیستون را کند و هرگز به مقصود نرسید تا عاقبت جان شیرین در سر کار شیرین کرد؛ در حسرت میمرد …
- گفتار بیست و یکم ناصرخسرو قبادیانی… ثلاث جهات گفت هدیه یافتم پنج وقت نماز را و بدادندم آنچه ندادند هیچ پیغمبر را پیش از من و آن پنج نماز است به پنج وقت و به پنج روی اندر سه جهت و پنج وقت نماز یکی نماز بامداد و یکی و یکی نماز پیشین و سویم نماز دیگر و چهارم …
- گفتار هشتم ناصرخسرو قبادیانی… ا حاجت است، و آنکس که این عنایت و نصیب تمام از عقل کل بدو پیوسته شد پیغمبر بود علیه السلام، و اگر آن یکتن فایده دهنده نبودی این عقلهای پذیرای همه ضایع بودی و بازی نمودی و دور است صانع حکیم از بازی چنانکه فرمود قوله تعالی …
- گفتار چاردهم ناصرخسرو قبادیانی… اطنهای ما و رساننده است بما آنچه نفسهای ما را بدان حاجت است بر زبان پیغمبران خویش و گماشتگان پیغمبران و شرح آن بر پیغمبر افتد و بر وصی و بر امام و از ایشان بفرودستان ایشان رسد و ازین نامها چنانکه گویم این آیت که مر جملگی …
- شمارهٔ ۵ - در مدح خاقان کبیر جلال الدین ابو المظفر شروان شاه خاقانی شروانیاز حجاب غیب چون ماه از غمامنصرت شاه اخستان آمد برون
- بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم جلال الدین محمد مولویآن جهانست اصل این پرغم وثاقوصل باشد اصل هر هجر و فراق
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسیکه پیغمبر شاه توران سپاهگوی بر منش با درفشی سیاه
- بخش ۱۳ - شرحی از حکایت سلطان محمود با شیخ لقمان سرخسی عطار نیشابوریخلق عالم از سخای وی همیبود خوشدل زان نبد یکدم غمی
- بخش ۴۶ - صفت شهر مصر، پوست پلنگی گاوها، مرغ خانگی بزرگ حبشیها، خرهای ابلق ناصرخسرو قبادیانی… ام درخت های نارنج و ترنج و موز و غیره کشته و همه دربار آمده و گل و سپرغمها همه نوع کشته، و از بازرگانی معتبر شنیدم که بسی سراهاست در مصر که در او حجره هاست به رسم مستغل یعنی به کرا دادن که مساحت آن سی ارش در سی ارش باشد …
