جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۶۹۷ از ۷۳۸
- بخش ۴ - حکایت وحشی بافقیساختهام در به رخت استوارمیروی از درگه من شرمسار
- رسیدن آن گل نودمیدهٔ چمن رعنایی و سرو تازه رسیدهٔ گلشن زیبایی به مرغزاری که پنجهٔ چنارش شاخ بیداد شکستی و آفتاب بلند پایه در سایه بیدش نشستی وحشی بافقیچو مست خواب شد آن مایه نازسمندش ناگه آمد در تک و تاز
- بیان خوابی و اظهار اضطرابی که ناظر را از راز پنهان از بیصبری خبر داده و داغ ناصبوریش بر جگر نهاده و حکایت مفارقت و شکایت مهاجرت وحشی بافقیتو شمعی را که میداری به آتشنگه دارش که گردد شعله سرکش
- بخش ۲۴ - خطاب به پادشاه اسلام اعلیحضرت ظاهر شاه «ایده‘ الله بنصره» اقبال لاهورینیک اگر بینی مسلمان زاده استاین گهر از دست ما افتاده است
- بخش ۱۱ - در بیان اینکه تربیت خودی را سه مراحل است مرحلهٔ اول را اطاعت و مرحلهٔ دوم را ضبط نفس، و مرحله سوم را نیابت الهی نامیده اند: «مرحلهٔ اول اطاعت» اقبال لاهوریاز رموز جزو و کل آگه بوددر جهان قائم بامرالله بود
- بخش ۱۰ - در حقیقت شعر و اصلاح ادبیات اسلامیه اقبال لاهورینا خوشی ، افسرده ئی ، آزرده ئیاز لگد کوب نگهبان مرده ئی
- بخش ۱۸ - اندرز میر نجات نقشبند المعروف به بابای صحرائی که برای مسلمانان هندوستان رقم فرموده است اقبال لاهوریآگهی از قصه ی آخوند رومآنکه داد اندر حلب درس علوم
- بخش ۱۴۰ - موسیقی اقبال لاهوریبندگی از سر جان نا آگهی استزان غم دیگر سرود او تهی است
- حکایت شمارهٔ ۲۰ سعدی شیرازیمَلِک را هم در آن شب آگهی دادند که «در مُلْک تو چنین منکری حادث شده است چه فرمایی؟» مَلِک گفتا: من او را از فُضلای عصر میدانم و یگانه روزگار، باشد که معاندان در حق وی خوضی کردهاند. این سخن در سمع قبول من نیاید، مگر آنگ …
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۹ جلال الدین محمد مولویبر او صفرا کنند آنگه ز نخوت اصل سیم و زرکه ما زر و هنر داریم و غافل زو که کانستی
- بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا جلال الدین محمد مولویعقل خود را مینماید رنگهاچون پری دورست از آن فرسنگها
- بخش ۹ - گمان بردن کاروانیان که بهیمهٔ صوفی رنجورست جلال الدین محمد مولویگوی آنگه راست و بی نقصان شودکو ز زخم دست شه رقصان شود
