جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۴۲۹ نتیجه برای «روی» · صفحهٔ ۷ از ۱٬۰۳۶
- بخش ۳۲ - قصهٔ هلال کی بندهٔ مخلص بود خدای را صاحب بصیرت بیتقلید پنهان شده در بندگی مخلوقان جهت مصلحت نه از عجز چنانک لقمان و یوسف از روی ظاهر و غیر ایشان بندهٔ سایس بود امیری را و آن امیر مسلمان بود اما چشم بسته داند اعمی که مادری دارد لیک چونی بوهم در نارد اگر با این دانش تعظیم این مادر کند ممکن بود کی از عمی خلاص یابد کی اذا اراد الله به عبد خیرا فتح عینی قلبه لیبصره بهما الغیب این راه ز زندگی دل حاصل کن کین زندگی تن صفت حیوانست جلال الدین محمد مولوینه چو تو پسرو که هر دم پستریسوی سنگی میروی از گوهری
- بخش ۱۵۵ - تمثیل تن آدمی به مهمانخانه و اندیشههای مختلف به مهمانان مختلف عارف در رضا بدان اندیشههای غم و شادی چون شخص مهماندوست غریبنواز خلیلوار کی در خلیل باکرام ضیف پیوسته باز بود بر کافر و مؤمن و امین و خاین و با همه مهمانان روی تازه داشتی جلال الدین محمد مولویهست مهمانخانه این تن ای جوانهر صباحی ضیف نو آید دوان
- بخش ۳۹ - در بیان آنکه چون عاشق ظلمت وایه های نفس بداند روی از خود بگرداند و در معشوق آورد جامیروی جان آورد به قبله دوستنشود محتجب ز مغز به پوست
- شمارهٔ ۱۱۵ - شعر از سعید نفیسی بازسازی شده از روی برگردان عربی شعر رودکی رودکی سمرقندیاین جهان را نگر به چشم خردنی بدان چشم کاندر او نگری
- بخش ۲۰۴ - به روی عقل و دل بگشای هر در اقبال لاهوریبه روی عقل و دل بگشای هر دربگیر از پیر هر میخانه ساغر
- بخش ۱۶۹ - گشودم پردهء از روی تقدیر اقبال لاهوریگشودم پردهء از روی تقدیرمشو نومید و راه مصطفی گیر
- بخش ۳۹ - گفتار اندر ملاطفت با دشمن از روی عاقبت اندیشی سعدی شیرازیچو شمشیر پیکار برداشتینگه دار پنهان ره آشتی
- بخش ۱۷۶ - جمع و توفیق میان نفی و اثبات یک چیز از روی نسبت و اختلاف جهت جلال الدین محمد مولوینفی آن یک چیز و اثباتش رواستچون جهت شد مختلف نسبت دوتاست
- بخش ۵۰ - در معنی این بیت «گر راه روی راه برت بگشایند ور نیست شوی بهستیت بگرایند» جلال الدین محمد مولویمیروی در خواب شادان چپ و راستهیچ دانی راه آن میدان کجاست
- بخش ۱۲۴ - بیان آنک مجموع عالم صورت عقل کل است چون با عقل کل بهکژروی جفا کردی صورت عالم ترا غم فزاید اغلب احوال چنانک دل با پدر بد کردی صورت پدر غم فزاید ترا و نتوانی رویش را دیدن اگر چه پیش از آن نور دیده بوده باشد و راحت جان جلال الدین محمد مولویکل عالم صورت عقل کل استکوست بابای هر آنکه اهل قل است
- بخش ۱۳ - عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیز جلال الدین محمد مولویگفت عاشق امتحان کردم مگیرتا ببینم تو حریفی یا ستیر
- حکایت حلاج که در دم مرگ روی خود را به خون خود سرخ کرد عطار نیشابوریزود درمالید آن خورشید و ماهدست بریده به روی هم چو ماه
