جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۷ از ۷۰۴
- بخش ۱۲۵ - حکایت آن گاو کی تنها در جزیرهایست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پارهای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. همچون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوهتر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او همچنین میبیند و اعتماد نمیکند جلال الدین محمد مولویشب ز اندیشه که «فردا چه خورم؟»گردد او چون تار مو لاغر ز غم
- بخش ۱۷۱ - بیان آنک هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکیست همه از تن است کی ارضی است و سفلی جلال الدین محمد مولویرو سپید از قوّت بلغم بودباشد از سودا که رو ادهَم بود
- بخش ۱۳۸ - پرسیدن پادشاه قاصدا ایاز را کی چندین غم و شادی با چارق و پوستین کی جمادست میگویی تا ایاز را در سخن آورد جلال الدین محمد مولویای ایاز این مهرها بر چارقیچیست آخر همچو بر بت عاشقی
- بخش ۶۶ - حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح میکرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او مینمود کی آن شکرها لافست و دروغ جلال الدین محمد مولویبوی سر بد بیاید از دمتوز سر و رو تابد ای لافی غمت
- رباعی شمارهٔ ۳۱ حافظ شیرازیمن حاصل عمر خود ندارم جز غمدر عشق، ز نیک و بد ندارم جز غم
- رباعی شمارهٔ ۳۲ حافظ شیرازیچون باده ز غم چه بایَدَت جوشیدنبا لشگر غم چه بایدت کوشیدن
- شمارهٔ ۵۴ - رباعی حافظ شیرازیراه طلب تو خار غمها داردکو راهروى که این قدمها دارد؟
- شمارهٔ ۱۰۲ - رباعی حافظ شیرازیعشق آتش غم در دل ویرانه نهادزنجیر بلا بر من دیوانه نهاد
- غزل شمارهٔ ۳۸۳ حافظ شیرازیچندان که گفتم غم با طبیباندرمان نکردند مسکین غریبان
- شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیگوینده را چه غم که نصیحت قبول نیستگر نامه رد کنند گناه رسول نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۶ سعدی شیرازیکس نیست که غم از دل ما داند بردیا چارهٔ کار عشق بتواند برد
- شمارهٔ ۳۷ سعدی شیرازیصاحب کمال را چه غم از نقص مال و جاهچون ماه پیکری که برو سرخ و زرد نیست
