جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۷۰۳ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۳۱۹۶ جلال الدین محمد مولویبس کن گفتار رها کن، باز شهی قصد هوا کنباز رو ای باز بدان شه، با شه خود عهد و وفا کن
- غزل شمارهٔ ۳۲۰۳ جلال الدین محمد مولویحیث ما حاولالثری، فمه جانبالسماحبث ما حل خاطری، انت قصدی و مطلبی
- بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیمعاقل و خود را مرده کردن جلال الدین محمد مولویهر یکی زان قاصدان بس غصه بردکه دریغا ماهی بهتر بمرد
- بخش ۹۵ - رجوع کردن به حکایت آن شخص وام کرده و آمدن او به امید عنایت آن محتسب سوی تبریز جلال الدین محمد مولویابرکی یا ناقتی طاب الاموران تبریزا مناخات الصدور
- بخش ۱۹ - در آمدن ضریر در خانهٔ مصطفی علیهالسلام و گریختن عایشه رضی الله عنها از پیش ضریر و گفتن رسول علیهالسلام کی چه میگریزی او ترا نمیبیند و جواب دادن عایشه رضی الله عنها رسول را صلی الله علیه و سلم جلال الدین محمد مولوینازهای هر دو کون او را رسدغیرت آن خورشید صدتو را رسد
- بخش ۷۱ - در بیان وخامت چرب و شیرین دنیا و مانع شدن او از طعام الله چنانک فرمود الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع طعام الله و قوله ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله یرزقون فرحین جلال الدین محمد مولویوا رهی زین روزی ریزهٔ کثیفدر فتی در لوت و در قوت شریف
- بخش ۸۶ - تدبیر کردن موش به چغز کی من نمیتوانم بر تو آمدن به وقت حاجت در آب میان ما وصلتی باید کی چون من بر لب جو آیم ترا توانم خبر کردن و تو چون بر سر سوراخ موشخانه آیی مرا توانی خبر کردن الی آخره جلال الدین محمد مولوینه به پنج آرام گیرد آن خمارکه در آن سرهاست نی پانصد هزار
- بخش ۱۲۸ - تعیین کردن زن طریق طلب روزی کدخدای خود را و قبول کردن او جلال الدین محمد مولویچشم احمد بر ابوبکری زدهاو ز یک تصدیق صدیق آمده
- بخش ۱۱۶ - بیان آنک روح حیوانی و عقلِ جزوی و وهم و خیال بر مثال دوغند و روح کی باقیست درین دوغ همچون روغن پنهانست جلال الدین محمد مولویجوهر صدقت خفی شد در دروغهمچو طعم روغن اندر طعم دوغ
- بخش ۳۰ - سبب هجرت ابراهیم ادهم قدس الله سره و ترک ملک خراسان جلال الدین محمد مولویقصد شه از حارسان آن هم نبودکه کند زان دفع دزدان و رنود
- بخش ۲۸ - فهم کردن مریدان کی ذاالنون دیوانه نشد قاصد کرده است جلال الدین محمد مولویکین مگر قاصد کند یا حکمتیستاو درین دین قبلهای و آیتیست
- فصل سی و پنجم - صورت فرع عشق آمدکه بی عشق این صورت جلال الدین محمد مولوی… صورت باشد. گوییم چرا عشق متصوّر نیست بیصورت؟ بلک انگیزندهٔ صورت است صدهزار صورت از عشق انگیخته میشود هم ممثّل هم محقّق اگرچه نقش، بینقّاش نبوَد و نقّاش، بینقش نبود لیکن نقش فرع بود و نقّاش اصل. کَحَرَکَةِ اِلْاصْبَع …
