جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۷۰۳ از ۷۰۴
- گفتار بیستم ناصرخسرو قبادیانی… ز سنت ثنا نیست و الحمد و سوره هست معنیش آنست که مر اساس را از مرتبت پیغمبری بهره نیست و او را دو مرتبه است یکی مرتبه وصایت و دیگر مرتبت امامت، و پس از سنت فریضه کند دو رکعت و اندر میان آن نشستن نیست دلیل است بر آنکه میان …
- بخش ۲۹ - نشستن بهرام روز سهشنبه در گنبد سرخ و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم چهارم نظامی گنجویدلفریبی، به غمزه جادوبندگلرخی، قامتش چو سرو، بلند
- بخش ۱۸ ابوالقاسم فردوسیبرون کرد باید ز دلها نهیبگزیدن مر این غمگنان را شکیب
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسیکه پیغمبر آمد به لهراسپ دادپذیرفت زان پس به گشتاسپ داد
- بخش ۷ - در اشاره بتألیفات خود و عدد ابیات آنها فرماید عطار نیشابوریهمی گوید دماغم پر ز علمستهمه اجسام من خود کان حلمست
- بخش ۱۰ - ذکر فضیل عیاض رحمة الله علیه عطار نیشابوریاگر غمگینی در میان ِ امّتی بگریَد، جمله ی آن امّت را در کار ِ او کنند».
- بخش ۳۱ - نشستن بهرام روز پنجشنبه در گنبد صندلی و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم ششم نظامی گنجویگفت کز سنگ چشمه بر متراشفارغم زین فریب، فارغ باش
- بخش ۷۷ - ذکر شیخ ابوعلی دقاق رحمةالله علیه عطار نیشابوری… بودیم فقاعی گفت: ای استاد هر شب ما آنجا آئیم بیک شب که تو آمدی ما را غمزی کردی.
- بخش ۱۶ - پیکار اسکندر با لشگر زنگبار نظامی گنجویبهرغم سیاهان شه پیلبندمزور همیخورد از آن گوسفند
- بخش ۹۴ - ذکر شیخ ابوسعید ابوالخیر عطار نیشابوری… ت پس بدو تعلق کردم پیر ابوالفضل گفت: ای فرزند صد و بیست و چهار هزار پیغمبر که آمدند مقصود همه یک سخن بود گفتند با خلق بگوئید که الله یکیست او را شناسید او را باشید کسانی که این معنی دانند این کلمه میگفتند تا این کلمه گش …
- بخش ۱۶ - قول پانزدهم- اندر صانع عالم جسم که چیست ناصرخسرو قبادیانی… ت کرده است (بدین آیت) که همی گوید (، قوله): (قتل الخرصون الذین هم فی غمره ساهون). این گروهند که خود ندانند و چو مر ایشان را چیزی از آفرینش خدای تعالی بنمایند، مر آن را نبینند و چو سخنی عقلی مر ایشان را شنوانند، گوش بدان …
- مناجات جلال الدین محمد مولوی… رمتر که اول میگفت. اینجا بعضی از اهل کاروان به گمان افتند که اگر او غمخوار ما بود و چنان که مینمود، چرا نایستاد و آشنایی نداد! به یک نظر به سوی آن دیو مینگرند که سوی او برویم و به یک نظر باز پس مینگرند آن سوی که آمد …
