جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۷۴۴ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۳۵۴ صائببرون افتد چو تخم از خاک، گردد روزی موراننهان کن زینهار از دیده مردم عبادت را
- غزل شمارهٔ ۳۵۹ صائبنیامد مهر تابان بر سر بالین من صائببه خون رنگین نکردم تا چو شبنم بستر خود را
- غزل شمارهٔ ۳۶۱ صائببه دامان صدف بار دگر افکندم از ساحلز قحط قدردانان گوهر سنجیده خود را
- غزل شمارهٔ ۳۶۲ صائبفرو خوردم ز غیرت گریه مستانه خود رافشاندم در غبار خاطر خود دانه خود را
- غزل شمارهٔ ۳۶۶ صائبگران بر خاطر آزادمردان نیست کوه غمز بار دل نمی گردد دو تا قامت صنوبر را
- غزل شمارهٔ ۳۶۸ صائبمن آن شیرین پسر را از پدر صائب برآوردماگر طوطی ز بند نی برون آورد شکر را
- غزل شمارهٔ ۳۶۹ صائبفلک با مردم ممتاز خصمی بیشتر داردکمان اول کند آواره تیر روی ترکش را
- غزل شمارهٔ ۳۷۴ صائبنیم پروانه تا بر گرد شمع دیگران گردمسپند شوخ من از سنگ می رویاند آتش را
- غزل شمارهٔ ۳۷۶ صائبز بی باکی به درد عاشق بی دل نپردازدمگر خط مهربان سازد دل نادردمندش را
- غزل شمارهٔ ۳۷۹ صائبکیم من تا وصال گل به گرد خاطرم گردد؟مرا این بس که گرد سر بگردم باغبانش را
- غزل شمارهٔ ۳۸۴ صائبنباشد آدمی را هیچ خلقی بهتر از احسانکه بوسد دست خود، هر کس که گیرد دست سایل را
- غزل شمارهٔ ۳۸۸ صائبدل سخت فلک از اشک گرم من ملایم شدبه زور سیل زه کردم کمان حلقه پل را
