جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۵۴ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۲۵ - مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم جلال الدین محمد مولویکین چه بدبختیست ما را ای کریماز دل و دین مانده ما بی تو یتیم
- بخش ۱۵۲ - آمدن آن زن کافر با طفل شیرخواره به نزدیک مصطفی علیه السلام و ناطق شدن عیسیوار به معجزات رسول صلی الله علیه و سلم جلال الدین محمد مولویگفت میبینی تو گفتا که بلیبر سرت تابان چو بدری کاملی
- بخش ۲۱۷ - تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایهای طاعنان میگفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان میگفتید تا گمان آید کی شما طالب حقاید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینید جلال الدین محمد مولویچونک وا دیدیم او منصور بودما همه ظلمت بدیم او نور بود
- بخش ۱۰ - مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام جلال الدین محمد مولویور نداری بو در آرش در سخناز حدیث نو بدان راز کهن
- بخش ۹۷ - پیش رفتن دقوقی به امامت آن قوم جلال الدین محمد مولویبا خیالی میل تو چون پَر بودتا بدان پَر بر حقیقت بر شود
- بخش ۲۰ - در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود جلال الدین محمد مولویکز برای من بدش سجدهٔ ملکوز پی من رفت بر هفتم فلک
- بخش ۸ - پاک کردن آب همه پلیدیها را و باز پاک کردن خدای تعالی آب را از پلیدی لاجرم قدوس آمد حق تعالی جلال الدین محمد مولویگر نبودی این پلیدیهای ماکی بدی این بارنامه آب را
- بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری جلال الدین محمد مولویمن از آن روزن بدیدم حال توحال تو دیدم ننوشم قال تو
- بخش ۶۳ - بیان آنک عطای حق و قدرت موقوف قابلیت نیست همچون داد خلقان کی آن را قابلیت باید زیرا عطا قدیم است و قابلیت حادث عطا صفت حق است و قابلیت صفت مخلوق و قدیم موقوف حادث نباشد و اگر نه حدوث محال باشد جلال الدین محمد مولویچارهٔ آن دل عطای مبدلیستداد او را قابلیت شرط نیست
- بخش ۵۹ - نوشتن آن غلام قصهٔ شکایت نقصان اجری سوی پادشاه جلال الدین محمد مولویکالبد نامهست اندر وی نگرهست لایق شاه را آنگه ببر
- بخش ۱۰۹ - تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی میکنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هوا جلال الدین محمد مولویامر حق را باز جو از واصلیامر حق را در نیابد هر دلی
- بخش ۱۶۴ - صفت کردن مرد غماز و نمودن صورت کنیزک مصور در کاغذ و عاشق شدن خلیفهٔ مصر بر آن صورت و فرستادن خلیفه امیری را با سپاه گران بدر موصل و قتل و ویرانی بسیار کردن بهر این غرض جلال الدین محمد مولویمر خلیفهٔ مصر را غماز گفتکه شه موصل به حوری گشت جفت
