جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۸۰ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۲۹۲۳ جلال الدین محمد مولویجان چو اندر بادهٔ او غوطه خورْدبر سر آمد تابناکی سادهای
- غزل شمارهٔ ۳۱۰۸ جلال الدین محمد مولویچو در دل آمد عشق تو و قرار گرفتنماند صبر و قرارم، تو نیز میدانی
- غزل شمارهٔ ۳۱۵۳ جلال الدین محمد مولویشیر امروز در شکار آمدلرزه در که فتاد در پستی
- بخش ۱۴۷ - نشاندن پادشاه، صوفیانِ عارف را پیش روی خویش تا چشمشان بدیشان روشن شود جلال الدین محمد مولویعاشق آیینه باشد روی خوبصیقل جان آمد و تقوی القلوب
- بخش ۳۲ - ترسیدن فرعون از آن بانگ جلال الدین محمد مولویپیش میآمد سپس میرفت شهجمله شب او همچو حامل وقت زه
- بخش ۱۰۶ - اظهار معجزهٔ پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت او جلال الدین محمد مولویاز میان مشت او هر پاره سنگدر شهادت گفتن آمد بی درنگ
- بخش ۷۲ - مضطرب شدن فقیر نذر کرده بهکندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلت جلال الدین محمد مولویباد آمد شاخ را سر زیر کردطبع را بر خوردن آن چیر کرد
- بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر جلال الدین محمد مولویاو به قصد نیک خود جایی رسدگرچه جان پنداشت و آن آمد جسد
- بخش ۱۶۸ - آمدن خلیفه نزد آن خوبروی برای جماع جلال الدین محمد مولویچون میان پای آن خاتون نشستپس قضا آمد ره عیشش ببست
- بخش ۱۳۴ - در بیان آنک عاشق دنیا بر مثال عاشق دیواریست کی بر او تاب آفتاب زند و جهد و جهاد نکرد تا فهم کند کی آن تاب و رونق از دیوار نیست از قرص آفتابست در آسمان چهارم لاجرم کلی دل بر دیوار نهاد چون پرتو آفتاب به آفتاب پیوست او محروم ماند ابدا و حیل بینهم و بین ما یشتهون جلال الدین محمد مولویریش گاو و بندهٔ غیر آمد اوغرقه شد کف در ضعیفی در زد او
- بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیهالسلام جلال الدین محمد مولویلاجرم بسیارگو شد از نشاطمست ادب بگذاشت آمد در خباط
- بخش ۹۶ - ناپسندیدن روباه گفتن خر را کی من راضیم به قسمت جلال الدین محمد مولویجنبش و آمد شد ما و اکتسابهست مفتاحی بر آن قفل و حجاب
