جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲٬۰۳۲ نتیجه برای «چند» با فیلتر مثنوی · صفحهٔ ۸۵ از ۱۷۰
- بخش ۱ - المقاله الثانیه فی نعت رسول الله صلی الله علیه و سلم عطار نیشابوریگذر کرد او ز چندینی پیمبرزجمله چون گهر افتاد بر سر
- بخش ۷۱ - در خاتمت کتاب گوید عطار نیشابوریتو ای دل چند گویی چند جوشیترا آمد کنون وقت خموشی
- بخش ۴۸ - رسیدن اسکندر به کشور روس نظامی گنجویبه هر هفتهای منزلی چند راندبه هر منزلی هفتهای چند ماند
- بخش ۳۴ - اندرز گرفتن بهرام از شبان نظامی گنجویچون بر آن دود رفت گامی چندخرگهی دید برکشیده بلند
- بخش ۳۷ - رفتن اسکندر به دز سریر نظامی گنجویرقیبی دگر گفت کای شهریارندیده چو تو شاه چندین دیار
- بخش ۲۸ - ویران کردن اسکندر آتشکدههای ایران زمین را نظامی گنجویچه عمریست کو را ز چندین خطربه افسونگری برد باید بسر
- بخش ۳۳ - آگاهی بهرام از لشکرکشی خاقان چین بار دوم نظامی گنجویزند باف از بهشت نامه زنددر شب آورد و خواند حرفی چند
- بخش ۶۰ - آگاهی خسرو از رفتن شیرین نزد فرهاد و کشتن فرهاد به مکر نظامی گنجویمگر یک چندی افتد دستش از کاردرنگی در حساب آید پدیدار
- بخش ۵ - تمهید زمینی آشکارا می شود روح حضرت رومی و شرح میدهد اسرار معراج را اقبال لاهوریدر گلو داری نواها خوب و نغزچند اندر گل بنالی مثل چغز
- بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلواتالله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره جلال الدین محمد مولویزین گنه کامد از آن نیکوخصالماند در زندان ز داور چند سال
- بخش ۱۱۶ - بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بیصبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود را بر شاه عرضه کنم اما قدمی تنیلنی مقصودی او القی راسی کفادی ثم یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بنهم همچو دل از دست آنجا و نصیحت برادران او را سود ناداشتن یا عاذل العاشقین دع فة اضلها الله کیف ترشدها الی آخره جلال الدین محمد مولویچند درد فرقتش بکشد مراسر ببر تا عشق سر بخشد مرا
- بخش ۱۲ ابوالقاسم فردوسیبشد تازیان با تنی چند شاههمی بود لشکر به نخچیرگاه
