جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۸۷۴ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ حافظ شیرازیبه صدرِ مَصطَبهام مینِشانَد اکنون دوستگدایِ شهر نِگَه کُن که میرِ مجلس شد
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ حافظ شیرازییاری اندر کس نمیبینیم، یاران را چه شد؟دوستی کِی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ حافظ شیرازیزاهدِ خلوتنشین، دوش به مِیخانه شداز سرِ پیمان بِرَفت، با سرِ پیمانه شد
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ حافظ شیرازیدوش از جنابِ آصف، پیکِ بشارت آمدکز حضرتِ سلیمان، عشرت اشارت آمد
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ حافظ شیرازیلاله بویِ میِ نوشین بشنید از دمِ صبحداغدل بود، به امّیدِ دوا بازآمد
- غزل شمارهٔ ۱۷۶ حافظ شیرازیسَحَرم دولتِ بیدار به بالین آمدگفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
- غزل شمارهٔ ۱۷۷ حافظ شیرازیتو بندگی چو گدایان به شرطِ مزد مکنکه دوست، خود روشِ بندهپروری داند
- غزل شمارهٔ ۱۷۸ حافظ شیرازیاز صدایِ سخنِ عشق ندیدم خوشتریادگاری که در این گنبدِ دَوّار بِمانْد
- غزل شمارهٔ ۱۸۳ حافظ شیرازیدوش وقتِ سَحَر، از غُصّه نجاتم دادندواندر آن ظلمتِ شب، آبِ حیاتم دادند
- غزل شمارهٔ ۱۸۶ حافظ شیرازیما را که دَرْدِ عِشْق و بَلایِ خُمار کُشْتیا وَصْلِ دوست یا مِیِ صافی، دَوا کُنَد
- غزل شمارهٔ ۱۸۷ حافظ شیرازیطَبیبِ عِشْق، مَسیحادَم است و مُشْفِق، لیکچو دَرد، دَر تو نَبینَد؛ کِه را دَوا بِکُنَد؟
- غزل شمارهٔ ۱۹۴ حافظ شیرازیدَوایِ دَرْدِ عاشِق را کسی کاو سَهْل پِنْدارَدزِ فِکْر، آنان کِه دَر تَدْبیر درمانند، در مانند
