جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴٬۱۹۳ نتیجه برای «سوز» · صفحهٔ ۸۸ از ۳۵۰
- بخش ۵ - در بیان اینکه خودی از عشق و محبت استحکام می پذیرد اقبال لاهوریاز محبت می شود پاینده ترزنده تر سوزنده تر تابنده تر
- بخش ۱۷ - شرح انما المؤمنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهمالسلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت جلال الدین محمد مولویآنچنان که سوز و درد زخم کیکمحو گردد چون در آید مار الیک
- بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی جلال الدین محمد مولویباز احد بشنید و ضرب زخم خاربرفروزید از دلش سوز و شرار
- بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را جلال الدین محمد مولویآتشت اینجا چو آدمسوز بودآنچ از وی زاد مرد افروز بود
- بخش ۱۲۵ - مکرر کردن برادران پند دادن بزرگین را و تاب ناآوردن او آن پند را و در رمیدن او ازیشان شیدا و بیخود رفتن و خود را در بارگاه پادشاه انداختن بیدستوری خواستن لیک از فرط عشق و محبت نه از گستاخی و لاابالی الی آخره جلال الدین محمد مولویواقف از سوز و لهیب آن وفودمصلحت آن بد که خشک آورده بود
- بخش ۳۸ - پرسیدن موسی از حق سر غلبهٔ ظالمان را جلال الدین محمد مولویآه که چون دلدار ما غمسوز شدخلوت شب در گذشت و روز شد
- شمارهٔ ۴۲ - در مدح نواب ظفرخان صائببه دوش خود فکنی چون کمان حلقه زلفبه تیر رشک شوی ناف سوز آهوی چین
- بخش ۳۷ - نواختن مطرب عطار نیشابوریبرو دریاب امروزی که داریخوشی میساز با سوزی که داری
- بخش ۶۳ - در نصیحت و موعظه و تنبیه و خطاب قائم الولایه نمودن فرماید عطار نیشابوریآتش ظلم بدان سوزد دلمبوی آن آتش برآید از گلم
- بخش ۴ - فی نعت الرسول صلی اللّه علیه و سلم عطار نیشابوریآنکه از دو ثلث دین اعزاز یافتسوزن از نورش بشب در بازیافت
- (۶) حکایت بهلول عطار نیشابوریبدل میگفت بهلول جگر سوزکه هان ای دل چه خواهی کرد امروز
- بخش ۱۷ - پند دادن پدر مجنون را نظامی گنجویچون برق ز خنده لب ببندمترسم که بسوزم ار بخندم
