جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۹۰۸ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی میگفت من خورم جلال الدین محمد مولویگفت قج بخش ار کنیم این را یقینهیچ کس از ما نگردد سیر ازین
- بخش ۳۷ - چاره کردن سلیمان علیهالسلام در احضار تخت بلقیس از سبا جلال الدین محمد مولویگفت حمدالله برین و صد چنینکه بدیدستم ز رب العالمین
- بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان جلال الدین محمد مولویمحتسب در نیم شب جایی رسیددر بن دیوار مستی خفته دید
- بخش ۳۰ - جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیهالسلام جلال الدین محمد مولویشب برفت و او بر آن درگاه خفتنیمشب آمد پی دیدنش جفت
- بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست جلال الدین محمد مولویکانکه این بُت را سجود آرد برستور نیارد در دلِ آتش نشست
- بخش ۱۱۴ - برون رفتن به سوی آن درخت جلال الدین محمد مولویآن زنت او را کنیزک بوده استبا همین خواجه جفا بنموده است
- بخش ۸۵ - صفت اجنحهٔ طیور عقول الهی جلال الدین محمد مولویصورتش بر خاک و جان بر لامکانلامکانی فوق وهم سالکان
- بخش ۱۳۷ - رفتن ذوالقرنین به کوه قاف و درخواست کردن کی ای کوه قاف از عظمت صفت حق ما را بگو و گفتن کوه قاف کی صفت عظمت او در گفت نیاید کی پیش آنها ادراکها فدا شود و لابه کردن ذوالقرنین کی از صنایعش کی در خاطر داری و بر تو گفتن آن آسانتر بود بگوی جلال الدین محمد مولویرفت ذوالقرنین سوی کوه قافدید او را کز زمرد بود صاف
- بخش ۱۰۱ - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره جلال الدین محمد مولویگفت پیغامبر ز سرمای بهارتن مپوشانید یاران زینهار
- بخش ۱۱۹ - دانستن شیخ ضمیر سایل را بی گفتن و دانستن قدر وام وامداران بی گفتن کی نشان آن باشد کی اخرج به صفاتی الی خلقی جلال الدین محمد مولویاندرو جز عشق یزدان کار نیستجز خیال وصل او دیار نیست
- بخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق جلال الدین محمد مولویتو نهای زان نازنینان عزیزکه ترا دارند بیجوز و مویز
- بخش ۲۳ - تشبیه فرعون و دعوی الوهیت او بدان شغال کی دعوی طاوسی میکرد جلال الدین محمد مولویهمچو فرعونی مرصع کرده ریشبرتر از عیسی پریده از خریش
