جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴٬۱۹۰ نتیجه برای «ها» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۹۲ از ۳۵۰
- بخش ۵۰ - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن جلال الدین محمد مولویشیر گفت آری ولیکن هم ببینجهدهای انبیا و مؤمنین
- بخش ۹۴ - تشبیه کردن قطب کی عارف واصلست در اجری دادن خلق از قوت مغفرت و رحمت بر مراتبی کی حقش الهام دهد و تمثیل به شیر که دد اجری خوار و باقی خوار ویند بر مراتب قرب ایشان بشیر نه قرب مکانی بلک قرب صفتی و تفاصیل این بسیارست والله الهادی جلال الدین محمد مولویروبهانه باشد آن صید مریدمرده گیرد صید کفتار مرید
- بخش ۲۱۷ - تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایهای طاعنان میگفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان میگفتید تا گمان آید کی شما طالب حقاید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینید جلال الدین محمد مولویما هم از ایام بختآور شدیمبارها بر وی مظفر آمدیم
- بخش ۹۷ - پیش رفتن دقوقی به امامت آن قوم جلال الدین محمد مولویمدحها شد جملگی آمیختهکوزهها در یک لگن در ریخته
- چهل و چهارم جلال الدین محمد مولویدر خور عامست چنین شرحهاکو صفت و معرفت ایزدی؟
- بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق میمردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست جلال الدین محمد مولویمن همی بینم به هر دشت و مکانخوشهها انبُه رسیده تا میان
- بخش ۱۱ - در بیان آنک نور خود از اندرون شخص منوّر بیآنک فعلی و قولی بیان کند گواهی دهد بر نور وی؛ در بیان آنک آن نور خود را از اندرون سرّ عارف ظاهر کند بر خلقان بیفعل عارف و بیقول عارف افزون از آنک به قول و فعل او ظاهر شود، چنانک آفتاب بلند شود بانگ خروس و اعلام مؤذن و علامات دیگر حاجت نیاید جلال الدین محمد مولویلیک نور سالکی کز حد گذشتنور او پر شد بیابانها و دشت
- بخش ۶۹ - قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمن جلال الدین محمد مولویبعد چندین سال میزاید شهیمیزند بر آسمانها خرگهی
- بخش ۱۸ - بقیهٔ قصهٔ بنای مسجد اقصی جلال الدین محمد مولویدر بنااش دیده میشد کر و فرنی فسرده چون بناهای دگر
- بخش ۶۵ - باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را جلال الدین محمد مولویگفت امیر او را که اینها راستستلیک بخش تو ازینها کاستست
- بخش ۱۷۱ - بیان آنک هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکیست همه از تن است کی ارضی است و سفلی جلال الدین محمد مولویدود پیوسته هم از هیزم بودنه ز آتشهای مستنجم بود
- بخش ۴۳ - بیان آنک کشتن خلیل علیهالسلام خروس را اشارت به قمع و قهر کدام صفت بود از صفات مذمومات مهلکان در باطن مرید جلال الدین محمد مولویپس زر و گوهر ز معدنهای خوشکرد آن پسمانده را حق پیشکش
