جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۵۶۸ نتیجه برای «دل» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۹۴ از ۱۳۱
- شمارهٔ ۲ سعدی شیرازیگیسوی عنبرینهٔ گردن تمام بوددلبند مُشکبوی چه محتاج لادن است؟
- حکایت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیگفت: این نشنیدی که صاحبدلان گفتهاند: رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن.
- حکایت شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیسخن گرچه دلبند و شیرین بودسزاوارِ تصدیق و تحسین بود
- شمارهٔ ۷ سعدی شیرازیرفتن چو ضرورتاست و منزل به گذاشت،من خود ننهم دلی که بر باید داشت
- حکایت شمارهٔ ۸ سعدی شیرازیصاحبدلی در آن میان گفت: نفْسْ را وعده دادن به طعام آسانتر است که بقّال را به دِرَم.
- حکایت شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیمنجّمی به خانه در آمد، یکی مردِ بیگانه را دید با زنِ او به هم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحبدلی که بر این واقف بود، گفت:
- شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیترسم که بنفشه آب سیبت ببردبازار جمال دلفریبت ببرد
- حکایت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیناخوشآوازی به بانگِ بلند قرآن همیخواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: تو را مُشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمتِ خود چندین چرا همیدهی؟ گفت: از بهرِ خدا میخوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.
- حکایت شمارهٔ ۱۶ سعدی شیرازیدَلْقت به چه کار آید و مِسْحیّ و مُرَقَّع خود را ز عملهایِ نکوهیده بری دار
- حکایت شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازی… ایم برهنه مانده بود و استطاعتِ پایپوشی نداشتم. به جامعِ کوفه درآمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت. سپاسِ نعمتِ حق به جای آوردم و بر بیکفشی صبر کردم.
- شمارهٔ ۱۹ سعدی شیرازیگفتم که برآید آبی از چاه امیدافسوس که دلو نیز در چاه افتاد
- شمارهٔ ۲۰ سعدی شیرازیدروغی که حالی دلت خوش کندبه از راستی کت مشوش کند
