جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۹۶ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۸۵ - قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتش جلال الدین محمد مولویروز اندر سیر بد شب در نمازچشم اندر شاه باز او همچو باز
- سی و ششم جلال الدین محمد مولویاگر حسنش بتابد بر سر خاکز هر خاکی برآید قرص ماهی
- بخش ۳۶ - وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آب افکن جلال الدین محمد مولویاز جنون میکُشت هر جا بُد جنیناز حیل آن کورچشم دوربین
- بخش ۶۱ - تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش جلال الدین محمد مولویپوست باشد مغزِ بد را عیبپوشمغز نیکو را ز غیرت غیبپوش
- بخش ۹ - قصهٔ اهل سبا و طاغی کردن نعمت ایشان را و در رسیدن شومی طغیان و کفران در ایشان و بیان فضیلت شکر و وفا جلال الدین محمد مولویشکر آن نگزاردند آن بد رگاندر وفا بودند کمتر از سگان
- بخش ۸۲ - مثل جلال الدین محمد مولویسوی جامع میشد آن یک شهریارخلق را میزد نقیب و چوبدار
- بخش ۱۳۲ - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست جلال الدین محمد مولویفهمهای کهنهٔ کوتهنظرصد خیال بد در آرد در فکر
- بخش ۷۱ - در بیان وخامت چرب و شیرین دنیا و مانع شدن او از طعام الله چنانک فرمود الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع طعام الله و قوله ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله یرزقون فرحین جلال الدین محمد مولویکم خوری خوی بد و خشکی و دقپر خوری شد تخمه را تن مستحق
- بخش ۱۲۸ - تعیین کردن زن طریق طلب روزی کدخدای خود را و قبول کردن او جلال الدین محمد مولویگر بپیوندی بدان شه شه شویسوی هر ادبیر تا کی میروی
- بخش ۲۳ - حکایت آن اعرابی کی سگ او از گرسنگی میمرد و انبان او پر نان و بر سگ نوحه میکرد و شعر میگفت و میگریست و سر و رو میزد و دریغش میآمد لقمهای از انبان به سگ دادن جلال الدین محمد مولویگفت در ملکم سگی بد نیکخونک همیمیرد میان راه او
- بخش ۱۴۰ - بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة جلال الدین محمد مولویحاصل این آمد که بد کن ای کریمبا لئیمان تا نهد گردن لئیم
- بخش ۱۱۶ - بیان آنک روح حیوانی و عقلِ جزوی و وهم و خیال بر مثال دوغند و روح کی باقیست درین دوغ همچون روغن پنهانست جلال الدین محمد مولویتا بجنباند به هنجار و به فنتا بدانم من که پنهان بود من
