جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۹۶۵ از ۱٬۱۳۷
- بخش ۵۶ - در تفسیر این حدیث مصطفی علیهالسلام کی ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم جلال الدین محمد مولویمکر و تلبیسی که او داند تنیدآن ز حیوان دگر ناید پدید
- بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد جلال الدین محمد مولویگر ندیدی سود او در قهرِ اوکی شدی آن لطف مُطلق قهرجو
- بخش ۱۱۵ - نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخنها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معاملهٔ خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشد جلال الدین محمد مولویعقل خود را از من افزون دیدهایمر من کمعقل را چون دیدهای
- بخش ۸۱ - متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرونشو و مخلص یافتن جلال الدین محمد مولویزانک بی حق باطلی ناید پدیدقلب را ابله به بوی زر خرید
- بخش ۱۶۷ - حیله دفع مغبون شدن در بیع و شرا جلال الدین محمد مولویمرغ کی ماند به بیضه ای عنیدگرچه از بیضه همی آید پدید
- بخش ۳۵ - رنجور شدن این هلال و بیخبری خواجهٔ او از رنجوری او از تحقیر و ناشناخت و واقف شدن دل مصطفی علیهالسلام از رنجوری و حال او و افتقاد و عیادت رسول علیهالسلام این هلال را جلال الدین محمد مولویتا فزاید قصر من بر آسمانکه بدیدم قطب دوران زمان
- بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست جلال الدین محمد مولویهمچو پوران عزیر اندر گذرآمده پرسان ز احوال پدر
- بخش ۱۵۵ - اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود جلال الدین محمد مولویکعبه نادیده مکن رو زو متاباز قیاس الله اعلم بالصواب
- بخش ۸۷ - بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام جلال الدین محمد مولویچون گوارد لقمه بی دیدار اوبی تماشای گل و گلزار او
- بخش ۲۸ - نیت کردن او کی این زر بدهم بدان هیزمکش چون من روزی یافتم به کرامات مشایخ و رنجیدن آن هیزمکش از ضمیر و نیت او جلال الدین محمد مولویدر زمان دیدم که زر شد هیزمشهمچو آتش بر زمین میتافت خوش
- بخش ۲۶ - دلداری کردن و نواختن سلیمان علیهالسلام مر آن رسولان را و دفع وحشت و آزار از دل ایشان و عذر قبول ناکردن هدیه شرح کردن با ایشان جلال الدین محمد مولویپیش بلقیس آنچ دیدیت از عجبباز گویید از بیابان ذهب
- بخش ۱۱۴ - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن جلال الدین محمد مولویجفت در یک خرد وان دیگر بزرگجفت شیر بیشه دیدی هیچ گرگ
