جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۹ نتیجه برای «خون» با فیلتر اقبال لاهوری، قطعه · صفحهٔ ۱ از ۳
- بخش ۷۰ - نماند آن تاب و تب در خون نابش اقبال لاهورینماند آن تاب و تب در خون نابشنروید لاله از کشت خرابش
- بخش ۳۱۴ - تو میگوئی که دل از خاک و خون است اقبال لاهوریتو میگوئی که دل از خاک و خون استگرفتار طلسم کاف و نون است
- بخش ۱۶۳ - مرا ذوق سخن خون در جگر کرد اقبال لاهوریمرا ذوق سخن خون در جگر کردغبار راه را مشت شرر کرد
- بخش ۹۹ - گهی افتم گهی مستانه خیزم اقبال لاهوریگهی افتم گهی مستانه خیزمچو خون بی تیغ و شمشیری بریزم
- بخش ۱۵۷ - بیا باهم در آویزیم و رقصیم اقبال لاهورییکی اندر حریم کوچهء دوستز چشمان اشک خون ریزیم و رقصیم
- بخش ۱۶۵ - بیا ساقی نقاب از رخ برافکن اقبال لاهوریبیا ساقی نقاب از رخ برافکنچکید از چشم من خون دل من
- بخش ۹۰ - به چندین جلوه در زیر نقابی اقبال لاهوریدوی در خون ما چون مستی میولی بیگانه خوئی ، دیر یابی
- بخش ۱۵۸ - بساطم خالی از مرغ کباب است اقبال لاهوریغزال من خورد برگ گیاهیولی خون دل او مشک ناب است
- بخش ۹ - جهان مشت گل و دل حاصل اوست اقبال لاهوریجهان مشت گل و دل حاصل اوستهمین یک قطرهٔ خون مشکل اوست
- بخش ۱۳ - جهانی تیرهتر با آفتابی اقبال لاهوریندانم تا کجا ویرانهای رادهی از خونِ آدم، رنگ و آبی
- بخش ۳۹۲ - قلندر میل تقریری ندارد اقبال لاهوریاز آن کشت خرابی حاصلی نیستکه آب از خون شبیری ندارد
- بخش ۸۳ - تو ای کودک منش خود را ادب کن اقبال لاهوریبرنگ احمر و خون و رگ و پوستعرب نازد اگر ، ترک عرب کن
