غزلیات
شرح و توضیح
غزل از دشواری عشق و بیقراری عاشق میگوید. شور آغازینِ دلدادن خیلی زود به رنج و دلخونی میانجامد؛ امید به رسیدن به محبوب نیز با آوای جرس و فرمان بستن بار سفر ناپایدار میشود. تصویر شب تاریک، موج و گرداب، حالِ دشوار گوینده را در برابر آسودگیِ ساحلنشینان میگذارد. در کنار این رنج، سخن پیر مغان راهی متفاوت پیش مینهد و بر آگاهیِ رهرو از رسم منزلها تکیه میکند. پایان غزل بر حضور پیوسته در برابر محبوب تأکید دارد و دلکندن از دنیا را لازمه این حضور مینمایاند.
واژگان دشوار
- مغان
- جمع «مغ»؛ در اصل روحانیان زرتشتی، و در شعر عرفانی کنایه از پیران و مرشدان.
- سالک
- رهرو راه عرفان؛ کسی که در مسیر شناخت حق پیش میرود.
قافیه و ردیف
نتیجهٔ پیشنهادی
- پایانِ مشترک فقط یک حرف است
- ردیف با نیمفاصله به واژه چسبیده است؛ ممکن است جزئی از خود واژه باشد
- برخی مصرعها از الگو پیروی نمیکنند
- مصرع نخست مطلع در الگو نمیگنجد
پایان مصرعها
- ناولهامشکلها
- بگشایددلها
- دممحملها
- گویدمنزلها
- هایلساحلها
- آخرمحفلها
- حافظاهملها
فال حافظ
نیت کن و فال بگیربا نیت دل، از دیوان فال بگیرید
نیت کنید و بگذارید دیوان حافظ برای شما یک غزل بگشاید.
