جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۰۰ نتیجه برای «سوی» با فیلتر جامی · صفحهٔ ۱ از ۵۹
- شمارهٔ ۴۸۱ جامیسوی بیمار خود ای جان جهان دیر آییخواهی از غم بکشی زودش ازان دیر آیی
- شمارهٔ ۶۹۵ جامیسوی صحرا نی پی عیش و تماشا می رومبی تو بر من شهر تنگ آمد به صحرا می روم
- بخش ۶۷ - در وسوسه نماز و نیت برای کسب جمعیت جامیسوی وسواس او گراید دیوهمچو خون در رگش درآید ریو
- بخش ۳۵ - در بیان آنکه روی عاشق اول به سوی خویش است و بعد از آن به سوی معشوق و در آخر کار به سوی عشق جامیروی عاشق نخست در خویش استدل او از برای خود ریش است
- بخش ۴۲ - تأثیر کردن حیله های ابسال در سلامان و مایل شدن به سوی وی جامینرگس جادوی او خوابش ببردحلقهٔ گیسوی او تابش ببرد
- بخش ۱۳ - گذاشتن مجنون ناقه بچه دار را که در وقت استغراق وی در محبت لیلی به سوی بچه خود باز می گشت و از لیلی دور می انداخت جامیرفتی به دو چشم اشکپالاچون آب روان به سوی بالا
- بخش ۲۳ - فرستادن پدر زلیخا قاصدی به سوی عزیز مصر و عرض کردن زلیخا بر وی و قبول کردن وی آن را جامیبداد از تحفه ها صدگونه چیزشبه رفتن رای زد سوی عزیزش
- بخش ۵۱ - خواندن زلیخا یوسف را علیه السلام به سوی آن خانه و مطالبه وصال نمودن جامیدری دیگر بباید زد که ناگاهازان در سوی مقصود آوری راه
- بخش ۵۳ - ظاهر شدن علامات وفات بر اسکندر و مکتوب نوشتن وی به سوی مادر جامیسکندر چو آمد ز دریا برونسپه را سوی روم شد رهنمون
- شمارهٔ ۷ جامیاز شهر عدم آمده ام سوی وجودافتاده غریبم به سرکوی وجود
- شمارهٔ ۱۵ جامیدر زلف تو از راست سوی چپ کششی نیستآری طرف راست گرفتن ز چپ اولی ست
- شمارهٔ ۱۶ جامیای آمده سوی بیدلان دیر به دیروز سنگدلی به خونشان گشته دلیر
