جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳ نتیجه برای «زیر» با فیلتر نوروزنامه (خیام) · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۳۹ - حکایت اندر معنی پدید آمدن شراب خیام نیشابوری… و فرمانروا، با گنج و خواستهٔ بسیار، و لشکری بیشمار، و همه خراسان در زیر فرمان او بود، و از خویشان جمشید بود، نام او شَمیران، و این دزِ شمیران کی به هرا است و هنوز برجاست آبادان او کرده است، و او را پسری بود، نام او با …
- بخش ۲۸ - حکایت خیام نیشابوری… ایهما اکفی، فخرالدوله آن رقعه را بر شمس المعالی عرضه کرد قابوس وشگیر زیر آن نبشت قدافلح من تزکی و قد خاب من کذب و تولی .
- بخش ۷ - اندر علامت دفینها خیام نیشابوری… ی جایی نهاده و از همه شاخها افزون باشد بدانند که آنجا دفینست، این همه زیرکان به چاره نشان کردهاند تا به وقت حاجت بر سر این دفینه توانند آمد، و هر که زر را بی آنک در خنبره یا چیزی مسین یا آبگینه نهد همچنان در زیر زمین دف …
- بخش ۱۱ - یاد کردن انگشتری و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… قلم هر دو خادمان انگشتری ملک اند، که ملک ایشان بگیرند و راست کنند در زیر حکم انگشتری ملک اندر آید، که تا وی نخواهد ایشان به وی نرسند. و هر زنیتی که مردم را بود شاید که به وقتی باشد و به وقتی نباشد مگر زینت انگشتری، و به …
- بخش ۱۹ - یاد کردن شمشیر و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… بهوی توان نگاه داشت، و نخستین گوهری که از کان بیرون آوردند آهن بود، زیرا که بایستهترین آلتی مر خلق را او بود، و نخست کس که از وی سلاح ساخت جمشید بود، و همه سلاح با حشمت است و بایسته، ولیکن هیچ از شمشیر با حشمتتر و با …
- بخش ۲۷ - حکایت خیام نیشابوری… و چیزی مگو » رسول بیامد و همچنان کرد. چون تیغ بنهاد و سخن نگفت مَلِک وزیر را فرمود « جوابش بازده » وزیر سرِ دوات بگشاد و یکی قلم سوی وی انداخت گفت « اینک جواب » رسول مرد عاقل بود بدانست که جواب برسید، و تاثیر قلم صلاح و …
- بخش ۲۹ - حکایت خیام نیشابوری… رهای کاغذ نبشت که «سیاه داران سپاه را بگویند تا باز گردند» و بنزدیک وزیر خویش فرستاد، وزیر بخواند، پسندیده نداشت، دوات در موزه داشت بر گرفت، و سیاه را یک نقط زیادت کرد تا سپاه داران شد، و «گردند» را نونی بر سر زیادت کرد …
- بخش ۶ - اندر یاد کردن زر و آنچه واجب بود درباره او خیام نیشابوری… و شب، و مروارید را کوکب سماء الغنی یعنی ستاره آسمان توانگری، و گروهی زیرکان مر زر را نارشتاء الفقر خواندهاند یعنی آتش زمستان درویشی، و گروهی ح ح؟ قلوب الاجله یعنی خرمیهاء دل بزرگان، گروهی نرجس روضه الملک یعنی نرگس بوس …
- بخش ۴۰ - گفتار اندر خاصیت روی نیکو خیام نیشابوری… ، و چون مثال عکس آفتاب که بر آب افتد و بی آفتاب بدیگر جای عکس برساند، زیرا که نیکویی صورت مردم بهریست از تاثیر کواکب سعد که به تقدیر ایزد تعالی به مردم پیوندد، و نیکویی به همه زبانها ستوده است و به همه خردها پسندیده، و ا …
- بخش ۴۲ - حکایت خیام نیشابوری… فرود آمد پسرک را پیش خواند. و ازو هر چیزی پرسید و چند کارش فرمود. سخت زیرک و رسیده بود. و اقبالش یاری داد، فرمود تا مادرش را بیاوردند. و گفت «پسر! تو را قبول کردم،. من او را بپرورم. تو دل از کار او فارغ دار». مادرش را نی …
- بخش ۳۷ - گفتار اندر منفعت شراب خیام نیشابوری… اه گاه می افتد، و گاه اسهال نگذارد که خلط بد در معده گرد آید. و گروهی زیرکان شراب را محک مرد خواندهاند، و گروهی ناقد عقل، و گروهی صراف دانش، و گروهی معیار هنر . و بزرگان شراب را صابون الهم خواندهاند و گروهی مفرح الغم، …
- بخش ۲۶ - یاد کردن قلم و خاصیت او و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… شرف گفتارست چون به شرفِ نوشتن دست ندارد ناقص بود چون یک نیمه از مردم. زیرا که فضیلت نوشتن است فضیلتی سخت بزرگ که هیچ فضیلتی بدان نرسد، زیرا که وی است که مردم را از مردمی به درجه فرشتگی رسانَد، و دیو را از دیوی به مردمی ر …
