جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۱ نتیجه برای «باده» با فیلتر مولانا، رباعی · صفحهٔ ۱ از ۵
- رباعی شمارهٔ ۸ جلال الدین محمد مولویاز بادهٔ لعل، ناب شد گوهر ماآمد به فغان ز دستِ ما ساغر ما
- رباعی شمارهٔ ۲۱۴ جلال الدین محمد مولویاین مستی من ز بادهٔ حمرا نیستوین باده به جز در قدح سودا نیست
- رباعی شمارهٔ ۲۴۸ جلال الدین محمد مولویبستم سر خم باده و بوی برفتآن بوی بهر ره و بهر کوی برفت
- رباعی شمارهٔ ۵۷۰ جلال الدین محمد مولویاین مست به بادهای دگر میگرددقرابه تهی گشت و بسر میگردد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۴ جلال الدین محمد مولویگه باده لقب نهادم و گه جامشگاهی زر پخته گاه سیم خامش
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱۰ جلال الدین محمد مولویآن باده که بر جسم حرامست حرامبر جان مجرد آن مدامست مدام
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵۱ جلال الدین محمد مولویساقی چو دهد بادهٔ حمرا چکنمچون بوسه طلب کند مهافزا چکنم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷۴ جلال الدین محمد مولویگر باده نهان کنیم بو را چه کنیموین حال خمار و رنگ و رو را چه کنیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰۵ جلال الدین محمد مولویما بادهٔ ز خون دل خود مینوشیمدر خم تن خویش چو می میجوشیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰۶ جلال الدین محمد مولویما باده ز یار دلفروز آوردیمما آتش عشق سینهسوز آوردیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱۸ جلال الدین محمد مولویماییم که از بادهٔ بیجام خوشیمهر صبح منوریم و هر شام خوشیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۷ جلال الدین محمد مولویهم مستم و هم بادهٔ مستان توامهم آفتِ جانِ زیردستان توام
