جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۰ نتیجه برای «تخت» با فیلتر مثنوی معنوی (مولانا) · صفحهٔ ۱ از ۵
- بخش ۳۷ - چاره کردن سلیمان علیهالسلام در احضار تخت بلقیس از سبا جلال الدین محمد مولویگفت عفریتی که تختش را به فنحاضر آرم تا تو زین مجلس شدن
- بخش ۱۷۶ - قصد شاه به کشتن امرا و شفاعت کردن ایاز پیش تخت سلطان کی ای شاه عالم العفو اولی جلال الدین محمد مولویپس ایاز مهرافزا بر جهیدپیش تخت آن الغ سلطان دوید
- بخش ۳۶ - آزاد شدن بلقیس از ملک و مست شدن او از شوق ایمان و التفات همت او از همهٔ ملک منقطع شدن وقت هجرت الا از تخت جلال الدین محمد مولویهیچ مال و هیچ مخزن هیچ رختمی دریغش نامد الا جز که تخت
- بخش ۳۴ - خواندن فرعون زنان نوزاده را سوی میدان هم جهت مکر جلال الدین محمد مولویبعدِ نُه مَه شَه برون آورد تختسوی میدان و منادی کرد سخت
- بخش ۷۲ - کژ وزیدن باد بر سلیمان علیهالسلام به سبب زلت او جلال الدین محمد مولویباد بر تخت سلیمان رفت کژپس سلیمان گفت بادا کژ مغژ
- بخش ۳ - حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سختدلان و بیاعتقادان کردی جلال الدین محمد مولویآن یکی واعظ چو بر تخت آمدیقاطعان راه را داعی شدی
- بخش ۲۱۸ - سر آنک بیمراد بازگشتن رسول علیه السلام از حدیبیه حق تعالی لقب آن فتح کرد کی انا فتحنا کی به صورت غلق بود و به معنی فتح چنانک شکستن مشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردنست مشکی او را و تکمیل فواید اوست جلال الدین محمد مولویآنچنان شادند اندر قعر چاهکه همیترسند از تخت و کلاه
- بخش ۱۲۶ - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی جلال الدین محمد مولویاین مثال آورد قارون از لجاجتا فرو شد در زمین با تخت و تاج
- بخش ۲۱۶ - نظر کردن پیغامبر علیه السلام به اسیران و تبسم کردن و گفتن کی عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ یُجَرّونَ إِلَی الجَنَّةِ بِالسَّلاسِلِ وَ الأَغْلالِ جلال الدین محمد مولویبخت ما را بر درید آن بخت اوتخت ما شد سرنگون از تخت او
- بخش ۱۶۱ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم مر زید را کی این سر را فاشتر ازین مگو و متابعت نگهدار جلال الدین محمد مولویتخت دل معمور شد پاک از هوابین که الرحمن علی العرش استوی
- بخش ۲۶ - قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدن جلال الدین محمد مولویکه برون آرند آن روز از پگاهسوی میدان بزم و تخت پادشاه
- بخش ۱۲۸ - آمدن نایب قاضی میان بازار و خریداری کردن صندوق را از جوحی الی آخره جلال الدین محمد مولویآن عظیم العرش عرش او محیطتخت دادش بر همه جانها بسیط
