جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۰ نتیجه برای «مو» با فیلتر مولانا، نثر · صفحهٔ ۱ از ۵
- حکایت جلال الدین محمد مولویآوردهاند که قصابی گوشت به نسیه دادی و کودکی نویسنده داشت بر دکان، فرمودی که بنویس که فلان چندین برد پیش فلان چندین است. روزی مرغ مردار خوار از هوا در پرید و یکپاره گوشت بربود. گفت: ای کودک بنویس چارکی گوشت، پیش مردار خو …
- من کلامه افاض الله علینا عمیم انعامه جلال الدین محمد مولوی الحمدلله المتوحد بالکبریاء المتفرد بخلق الاشیاء، مولج الضیاء فی الظلام و الظلام فی الضیاء محیی الاموات و ممیت الاحیاء، تعزز بالمجد و الثناء و تعالی عن الزوال و الفناء، قدمه منزه عن تقدیر الابتداء و بقاؤه مقدس عن توهم ال …
- من فوائده رزقنا الله من موائده جلال الدین محمد مولوی… حمدلله الذی اﻟﻒ بین عجائب الفطر، الغالب علی الکون بما قضی و قدر قسم المواهب علی البشر نافذ مشیتّه و انقاد کل جبار فی زمام الذل بحسن تقدیره و استکان کل کائن فی میادین صنعه و تدبیره احمده و الحمد مدعاه لزواید نعمه و اشکره …
- فصل شصت و هشتم - میان بنده و حق حجاب همين دو است و باقی حجب ازین دو ظاهر میشود جلال الدین محمد مولوی… ادات مهیّا میکند و شب و روز به آن مشغول است؛ همین که بی نواییاش رو نمود، نفس ضعیف گشت و گرد حق گردد: (بیت شعر:) «مستی و تهی دستیت آورد به من من بندهٔ مستی و تهیدستی تو» حق تعالی فرعون را چهارصد سال عمر و ملک …
- فصل هفتادم - دلدارم گفت کان فلان زنده به چیست؟ جلال الدین محمد مولوی… لعام أحدی و خمسین و سبعمائه و أنا الفقیر إلیالله الغنی بهاءالدّین المولوی العادلی السّرایی أحسنالله عواقبه آمین یا ربّالعالمین.
- فصل شصت و نهم - فرمود این که میگویند در نفس آدمی شرّی هست جلال الدین محمد مولویفرمود این که میگویند «در نفس آدمی شرّی هست که در حیوانات و سِباع نیست» نه از آن روست که آدمی ازیشان بدترست، از آن روست که آن خوی بد و شر نفس و شومیهایی که در آدم است برحسب گوهر خفی است که دروست که این اخلاق و شومیها و …
- فصل سی و پنجم - صورت فرع عشق آمدکه بی عشق این صورت جلال الدین محمد مولوی… پیش تو آن قدر دارد و در دَوری که هنری را طالب نباشد هیچ آن هنر را نیاموزند و نورزند. گویند که عشق آخرِ افتقار است و احتیاج است به چیزی. پس احتیاج اصل باشد و محتاجٌ الیه فرع. گفتم آخر این سخن که میگویی از حاجت میگویی. …
- من بیانه نورنا الله بنور عرفانه جلال الدین محمد مولویالحمدلله الاول الذی ماوفی حقکبریائه مجتهد ولاجاهد، الاخر الذیکل موجود الی عتبة جلاله قاصد، الظاهر الذی بهرت آیاته العقول فلایجحده جاحد، الباطن الذیکل ذرة فی السموات و الارض علی وحدانیّته علم شاهد، السماء قبّته و ایوانه و …
- الحمدلله صانع العالم بغير آلة جلال الدین محمد مولوی… و اصلح باله و کشف حجاب الشبهة عن سرّه لیشاهد جلاله و خذل شخصاً فاورده موارد الحیره و الجهاله وضیعّ وقته فاحبط اعماله و حرمّه لطفه و اکرامه و افضاله. بعث محمداً علیه السلام باللواء المنشور و الحسام المشهور لیخلصّ الخلق من …
- من اسراره نورنّا لاالله بمشرق انواره جلال الدین محمد مولویالحمدلله مقدر الکائنات و مافیها و مدبر الموجودات و باریها، معید الخلایق علی صعید الحشر لیوم النشر و مبدیها، مجری الفلک الدّوارفی لجّة الخضراء و الفلک علی صفحات الماء و مزجیها، مظهر کتائب السحائب علی اکناف الهواء و منشیها …
- فصل شصت وچهارم - اهل دوزخ در دوزخ خوشتر باشند که اندر دنیا جلال الدین محمد مولوی… است که چادر کشیدنِ تو را رد کرد و با تو مَکر کرد و خود را به تو زشت نمود، یعنی من آن شاهد نیستم. او قادر است به هر صورت که خواهد بنماید امّا اگر چادر نکشی و رضای او طلبی، بروی کشتِ او را آب دهی، از دور خدمتهای او کنی د …
- فصل چهل و دوم - سیف البخاری راح الى مصرکل احد یحبّ المرآة جلال الدین محمد مولوی… ا و کانت واجبة الثبوت البتة قیل اولئک الجماعة مریدون لذلک المغفل و یعظمونه قلت لایکون ذلک الشیخ المغفل ادنی من الحجر و الوثن و لعبادها تعظیم و تفخیم و رجاء و شوق و سؤال و حاجات و بکاء ما عند الحجر شیئی من هذا ولاخبر ولاح …
