اثر
رموز بیخودی اقبال لاهوری
«رموز بیخودی» اقبال لاهوری در این آرشیو ۳۲ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۳۲
- صفحه
- ۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱بخش ۱ - رموز بیخودیجهد کن در بیخودی خود را بیابزود تر والله اعلم بالصوابخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲ - پیشکش به حضور ملت اسلامیهمنکر نتوان گشت اگر دم زنم از عشقاین نشه بمن نیست اگر با دگری هستخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳ - تمهید : در معنی ربط فرد و ملتفرد را ربط جماعت رحمت استجوهر او را کمال از ملت استخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴ - در معنی اینکه ملت از اختلاط افراد پیدا میشود و تکمیل تربیت او از نبوت استاز چه رو بر بسته ربط مردم استرشته ی این داستان سر در گم استخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵ - ارکان اساسی ملیهٔ اسلامیه رکن اول: توحیددر جهان کیف و کم گردید عقلپی به منزل برد از توحید عقلخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶ - در معنی اینکه یأس و حزن و خوف ام الخبائث است و قاطع حیات و توحید ازالهٔ این امراض خبیثه می کندمرگ را سامان ز قطع آرزوستزندگانی محکم از لاتقنطوا ستخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷ - محاورهٔ تیر و شمشیرسر حق تیر از لب سوفار گفتتیغ را در گرمی پیکار گفتخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸ - حکایت شیر و شهنشاه عالمگیررحمة الله علیهشاه عالمگیر گردون آستاناعتبار دودمان گورگانخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹ - رکن دوم: رسالتتارک آفل براهیم خلیلانبیا را نقش پای او دلیلخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰ - در معنی اینکه مقصود رسالت محمدیه تشکیل و تأسیس حریت و مساوات و اخوت بنی نوع آدم استبود انسان در جهان انسان پرستناکس و نابود مند و زیر دستخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱ - حکایت بوعبید و جابان در معنی اخوت اسلامیهشد اسیر مسلمی اندر نبردقائدی از قائدان یزد جردخواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲ - حکایت سلطان مراد و معمار در معنی مساوات اسلامیهبود معماری ز اقلیم خجنددر فن تعمیر نام او بلندخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳ - در معنی حریت اسلامیه و سر حادثهٔ کربلاهر که پیمان با هوالموجود بستگردنش از بند هر معبود رستخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴ - در معنی اینکه چون ملت محمدیه مؤسس بر توحید و رسالت است پس نهایت مکانی نداردجوهر ما با مقامی بسته نیستباده ی تندش بجامی بسته نیستخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵ - در معنی اینکه وطن اساس ملت نیستآنچنان قطع اخوت کرده اندبر وطن تعمیر ملت کرده اندخواندن شعر ‹
- ۱۶بخش ۱۶ - در معنی اینکه ملت محمدیه نهایت زمانی هم ندارد، که دوام این ملت شریفه موعود استدر بهاران جوش بلبل دیدهایرستخیز غنچه و گل دیدهایخواندن شعر ‹
