تارک آفل براهیم خلیل
انبیا را نقش پای او دلیل
۱آن خدای لم یزل را آیتی
داشت در دل آرزوی ملتی
۲جوی اشک از چشم بیخوابش چکید
تا پیام «طهرابیتی» شنید
۳بهر ما ویرانه ئی آباد کرد
طائفان را خانه ئی بنیاد کرد
۴تا نهال «تب علینا» غنچه بست
صورت کار بهار ما نشست
۵حق تعالی پیکر ما آفرید
وز رسالت در تن ما جان دمید
۶حرف بی صوت اندرین عالم بدیم
از رسالت مصرع موزون شدیم
۷از رسالت در جهان تکوین ما
از رسالت دین ما آئین ما
۸از رسالت صد هزار ما یک است
جزو ما از جزو «مالاینفک» است
۹آن که شان اوست «یهدی من یرید»
از رسالت حلقه گرد ما کشید
۱۰حلقه ی ملت محیط افزاستی
مرکز او وادی بطحا ستی
۱۱ما ز حکم نسبت او ملتیم
اهل عالم را پیام رحمتیم
۱۲از میان بحر او خیزیم ما
مثل موج از هم نمیریزیم ما
۱۳امتش در حرز دیوار حرم
نعره زن مانند شیران در اجم
۱۴معنی حرفم کنی تحقیق اگر
بنگری با دیده ی صدیق اگر
۱۵قوت قلب و جگر گردد نبی
از خدا محبوب تر گردد نبی
۱۶قلب مؤمن را کتابش قوت است
حکمتش حبل الورید ملت است
۱۷دامنش از دست دادن ، مردن است
چون گل از باد خزان افسردن است
۱۸زندگی قوم از دم او یافت است
این سحر از آفتابش تافت است
۱۹فرد از حق ، ملت از وی زنده است
از شعاع مهر او تابنده است
۲۰از رسالت هم نوا گشتیم ما
هم نفس هم مدعا گشتیم ما
۲۱کثرت هم مدعا وحدت شود
پخته چون وحدت شود ملت شود
۲۲زنده هر کثرت ز بند وحدت است
وحدت مسلم ز دین فطرت است
۲۳دین فطرت از نبی آموختیم
در ره حق مشعلی افروختیم
۲۴این گهر از بحر بی پایان اوست
ما که یک جانیم از احسان اوست
۲۵تا نه این وحدت ز دست ما رود
هستی ما با ابد همدم شود
۲۶پس خدا بر ما شریعت ختم کرد
بر رسول ما رسالت ختم کرد
۲۷رونق از ما محفل ایام را
او رسل را ختم و ما اقوام را
۲۸خدمت ساقی گری با ما گذاشت
داد ما را آخرین جامی که داشت
۲۹«لا نبی بعدی» ز احسان خداست
پرده ی ناموس دین مصطفی است
۳۰قوم را سرمایه ی قوت ازو
حفظ سر وحدت ملت ازو
۳۱حق تعالی نقش هر دعوی شکست
تا ابد اسلام را شیرازه بست
۳۲دل ز غیر الله مسلمان بر کند
نعره ی لا قوم بعدی می زند
۳۳