نکته ها از پیر روم آموختم
خویش را در حرف او واسوختم
۱مال را گر بهر دین باشی حمول
«نعم مال صالح» گوید رسول (رومی)
۲گر نداری اندر این حکمت نظر
تو غلام و خواجهٔ تو سیم و زر
۳از تهی دستان گشاد امتان
از چنین منعم فساد امتان
۴جدت اندر چشم او خوار است و بس
کهنگی را او خریدار است و بس
۵در نگاهش ناصواب آمد صواب
ترسد از هنگامه های انقلاب
۶خواجه نان بندهٔ مزدور خورد
آبروی دختر مزدور برد
۷در حضورش بنده می نالد چو نی
بر لب او ناله های پی به پی
۸نی بجامش باده و نی در سبوست
کاخها تعمیر کرد و خود بکوست
۹ایخوش آن منعم که چون درویش زیست
در چنین عصری خدا اندیش زیست
۱۰تا ندانی نکتهٔ اکل حلال
بر جماعت زیستن گردد وبال
۱۱آه یورپ زین مقام آگاه نیست
چشم او «ینظر بنور الله» نیست
۱۲او نداند از حلال و از حرام
حکمتش خام است و کارش ناتمام
۱۳امتی بر امتی دیگر چرد
دانه این می کارد آن حاصل برد
۱۴از ضعیفان نان ربودن حکمتست
از تن شان جان ربودن حکمتست
۱۵شیوهٔ تهذیب نو آدم دری است
پردهٔ آدم دری سوداگری است
۱۶این بنوک این فکر چالاک یهود
نور حق از سینهٔ آدم ربود
۱۷تا ته و بالا نگردد این نظام
دانش و تهذیب و دین ، سودای خام
۱۸آدمی اندر جهان خیر و شر
کم شناسد نفع خود را از ضرر
۱۹کس نداند زشت و خوب کار چیست
جادهٔ هموار و ناهموار چیست
۲۰شرع بر خیزد ز اعماق حیات
روشن از نورش ظلام کائنات
۲۱گر جهان داند حرامش را حرام
تا قیامت پخته ماند این نظام
۲۲نیست این کار فقیهان ای پسر
با نگاهی دیگری او را نگر
۲۳حکمش از عدلست و تسلیم و رضاست
بیخ او اندر ضمیر مصطفی است
۲۴از فراق است آرزوها سینه تاب
تو نمانی چون شود او بی حجاب
۲۵از جدائی گرچه جان آید بلب
وصل او کم جو رضای او طلب
۲۶مصطفی داد از رضای او خبر
نیست در احکام دین چیزی دگر
۲۷تخت جم پوشیده زیر بوریاست
فقر و شاهی از مقامات رضاست
۲۸حکم سلطان گیر و از حکمش منال
روز میدان نیست روز قیل و قال
۲۹تا توانی گردن از حکمش مپیچ
تا نپیچد گردن از حکم تو هیچ
۳۰از شریعت احسن التقویم شو
وارث ایمان ابراهیم شو
۳۱پس طریقت چیست ای والاصفات
شرع را دیدن به اعماق حیات
۳۲فاش میخواهی اگر اسرار دین
جز به اعماق ضمیر خود مبین
۳۳گر نبینی ، دین تو مجبوری است
اینچنین دین از خدا مهجوری است
۳۴بنده تا حق را نبیند آشکار
بر نمی آید ز جبر و اختیار
۳۵تو یکی در فطرت خود غوطه زن
مرد حق شو بر ظن و تخمین متن
۳۶تا ببینی زشت و خوب کار چیست
اندر این نه پردهٔ اسرار چیست
۳۷هر که از سر نبی گیرد نصیب
هم به جبریل امین گردد قریب
۳۸ای که می نازی به قرآن عظیم
تا کجا در حجره می باشی مقیم
۳۹در جهان اسرار دین را فاش کن
نکته شرع مبین را فاش کن
۴۰کس نگردد در جهان محتاج کس
نکته شرع مبین این است و بس
۴۱مکتب و ملا سخنها ساختند
مؤمنان این نکته را نشناختند
۴۲زنده قومی بود از تأویل مرد
آتش او در ضمیر او فسرد
۴۳صوفیان با صفا را دیده ام
شیخ مکتب را نکو سنجیده ام
۴۴عصر من پیغمبری هم آفرید
آنکه در قرآن بغیر از خود ندید
۴۵هر یکی دانای قرآن و خبر
در شریعت کم سواد و کم نظر
۴۶عقل و نقل افتاده در بند هوس
منبرشان منبر کاک است و بس
۴۷زین کلیمان نیست امید گشود
آستین ها بی ید بیضا چه سود
۴۸کار اقوام و ملل ناید درست
از عمل بنما که حق در دست تست
۴۹