هر که پیمان با هوالموجود بست
گردنش از بند هر معبود رست
۱مؤمن از عشق است و عشق از مؤمنست
عشق را ناممکن ما ممکن است
۲عقل سفاک است و او سفاک تر
پاک تر چالاک تر بیباک تر
۳عقل در پیچاک اسباب و علل
عشق چوگان باز میدان عمل
۴عشق صید از زور بازو افکند
عقل مکار است و دامی میزند
۵عقل را سرمایه از بیم و شک است
عشق را عزم و یقین لاینفک است
۶آن کند تعمیر تا ویران کند
این کند ویران که آبادان کند
۷عقل چون باد است ارزان در جهان
عشق کمیاب و بهای او گران
۸عقل محکم از اساس چون و چند
عشق عریان از لباس چون و چند
۹عقل می گوید که خود را پیش کن
عشق گوید امتحان خویش کن
۱۰عقل با غیر آشنا از اکتساب
عشق از فضل است و با خود در حساب
۱۱عقل گوید شاد شو آباد شو
عشق گوید بنده شو آزاد شو
۱۲عشق را آرام جان حریت است
ناقه اش را ساربان حریت است
۱۳آن شنیدستی که هنگام نبرد
عشق با عقل هوس پرور چه کرد
۱۴آن امام عاشقان پور بتول
سرو آزادی ز بستان رسول
۱۵الله الله بای بسم الله پدر
معنی ذبح عظیم آمد پسر
۱۶بهر آن شهزاده ی خیر الملل
دوش ختم المرسلین نعم الجمل
۱۷سرخ رو عشق غیور از خون او
شوخی این مصرع از مضمون او
۱۸در میان امت ان کیوان جناب
همچو حرف قل هو الله در کتاب
۱۹موسی و فرعون و شبیر و یزید
این دو قوت از حیات آید پدید
۲۰زنده حق از قوت شبیری است
باطل آخر داغ حسرت میری است
۲۱چون خلافت رشته از قرآن گسیخت
حریت را زهر اندر کام ریخت
۲۲خاست آن سر جلوه ی خیرالامم
چون سحاب قبله باران در قدم
۲۳بر زمین کربلا بارید و رفت
لاله در ویرانه ها کارید و رفت
۲۴تا قیامت قطع استبداد کرد
موج خون او چمن ایجاد کرد
۲۵بهر حق در خاک و خون غلتیده است
پس بنای لااله گردیده است
۲۶مدعایش سلطنت بودی اگر
خود نکردی با چنین سامان سفر
۲۷دشمنان چون ریگ صحرا لاتعد
دوستان او به یزدان هم عدد
۲۸سر ابراهیم و اسمعیل بود
یعنی آن اجمال را تفصیل بود
۲۹عزم او چون کوهساران استوار
پایدار و تند سیر و کامگار
۳۰تیغ بهر عزت دین است و بس
مقصد او حفظ آئین است و بس
۳۱ماسوی الله را مسلمان بنده نیست
پیش فرعونی سرش افکنده نیست
۳۲خون او تفسیر این اسرار کرد
ملت خوابیده را بیدار کرد
۳۳تیغ لا چون از میان بیرون کشید
از رگ ارباب باطل خون کشید
۳۴نقش الا الله بر صحرا نوشت
سطر عنوان نجات ما نوشت
۳۵رمز قرآن از حسین آموختیم
ز آتش او شعله ها اندوختیم
۳۶شوکت شام و فر بغداد رفت
سطوت غرناطه هم از یاد رفت
۳۷تار ما از زخمه اش لرزان هنوز
تازه از تکبیر او ایمان هنوز
۳۸ای صبا ای پیک دور افتادگان
اشک ما بر خاک پاک او رسان
۳۹