اثر
ارمغان حجاز اقبال لاهوری
«ارمغان حجاز» اقبال لاهوری در این آرشیو ۳۹۲ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۳۹۲
- صفحه
- ۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱بخش ۱ - دل ما بیدلان بردند و رفتنددل ما، بیدلان بردند و رفتندمثال شعله، افسردند و رفتندخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲ - سخنها رفت از بود و نبودمسخنها رفت از بود و نبودممن از خِجْلَت، لبِ خود، کم گشودمخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳ - دل من، در گشاد چون و چند استدلِ من، در گُشادِ چون و چند استنگاهش، از مه و پروین بلند استخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴ - چه شور است این که در آب و گل افتادچه شور است این که در آب و گِل افتاد؟ز یک دل، عشق را صد مشکل افتادخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵ - جهان از خود برونآوردهٔ کیست؟جهان از خود برون آوردهٔ کیست؟جمالش، جلوهٔ بیپردهٔ کیست؟خواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶ - دل بیقید من در پیچ و تابیستدلِ بیقیدِ من، در پیچ و تابیستنصیبِ من، عِتابی یا خِطابیستخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷ - صبنت الکاس عنا ام عمروصبنت الکاس عنا ام عمرووکان الکاس مجراها الیمیناخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸ - به خود پیچیدگان در دل اسیرندبه خود پیچیدگان در دل اسیرندهمه دردند و درمانناپذیرندخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹ - روم راهی که او را منزلی نیسترَوَم راهی که او را مَنْزِلی نیستاز آن تخمی که ریزم، حاصلی نیستخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰ - می من از تنکجامان نگه دارمیِ من از تُنُکجامان نگه دارشرابِ پخته از خامان نگه دارخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱ - تو را این کشمکش اندر طلب نیستتو را این کشمکش اندر طلب نیستتو را این درد و داغ و تاب و تب نیستخواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲ - ز من هنگامهای وه این جهان راز من هنگامهای وه این جهان رادگرگون کن زمین و آسمان راخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳ - جهانی تیرهتر با آفتابیجهانی تیرهتر با آفتابیصَواب او سراپا ناصَوابیخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴ - غلامم جز رضای تو نجویمغلامم، جز رضای تو نجویمجز آن راهی که فرمودی، نپویمخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵ - دلی در سینه دارم بیسروریدلی در سینه دارم بیسرورینه سوزی در کفِ خاکم، نه نوریخواندن شعر ‹
- ۱۶بخش ۱۶ - چه گویم قصهٔ دین و وطن راچه گویم قصهٔ دین و وطن راکه نتوان فاش گفتن این سخن راخواندن شعر ‹
