جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۲۴ نتیجه برای «کسی» با فیلتر ناصرخسرو · صفحهٔ ۱ از ۲۷
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ ناصرخسرو قبادیانیکسی پر خانه دشتی دید هرگزنه دیوار و نه در بل پست و موجز؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۶ ناصرخسرو قبادیانیکسی کز راز این دولاب پیروزه خبر داردبه خواب و خور چو خر عمر عزیز خویش نگذارد
- بخش ۱۲۰ - صف نود و ششم ناصرخسرو قبادیانیکسی که گوید چرا اندر عالم دو رسول نبود چنان باشد که گوید چرا در آسمان دو آفتاب چشمه نبود ، و گر آنکس اندیشه کند بداند که گر این مهر درخشان نیستی میان دو قطب جنوبی و شمالی یک جای از زمین همه بسوختی از گرما و دیگر جا از سر …
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ ناصرخسرو قبادیانیکسی که قصد ز عالم به خواب و خور دارداگر چه چهرهش خوب است طبع خر دارد
- بخش ۷۵ - تا کسی دعوی بوسعیدی نکند ناصرخسرو قبادیانی… دن بزنید اگر من باشم در حال زنده شوم و آن قاعده بدان سبب نهاده است تا کسی دعوی بوسعیدی نکند.
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۲ ناصرخسرو قبادیانینندیشم از کسی که به نادانیبا من رسن ز کینه کشان دارد
- بخش ۱۲۷ - معارضه ناصرخسرو قبادیانیاگر کسی گوید چون همی گویی که عقل آنست که محیط است بر هر چه او را هستی است ، پس چه ماند از خدایی که تو به عقل اثبات نکردی ، پس بدعوی تو خود عقل خدای است .
- بخش ۴۲ - معارضه ناصرخسرو قبادیانیاگر کسی گوید که حادثهای بزرگ که اندر عالم همی افتد از زلزله و صاعقه و قحط و افراط آب و آتش و طاعون و جز آن که آفرینش حیوان بدان تباه می شود نشان آنست که نه بر مراد نفس کلی است چون صنعتهای او را تباه میکند.
- بخش ۸۷ - معارضه ناصرخسرو قبادیانیاگر کسی گوید که چشمه آفتاب بی نور چنان باشد که ما همی بینیم شمس به وقت کسوف ، اعنی به وقت گرفتن آفتاب همی ببینیمش چون نور ازو جدا شود جرم او سیاه نماید .
- بخش ۱۲۹ - معارضه ناصرخسرو قبادیانیاگر کسی گوید که چون همی گویی که زندگی از عقل است پس ازین شریفتر مرتبت چگونه باشد ، و صفت خدای همین است که خلق را جان او داده است .
- بخش ۸۳ - معارضه ناصرخسرو قبادیانیاگر کسی گوید که ترسانیدن پیامبران علیهم السلام مر خلق را به معاد سیاستی بود تا بر یکدیگر ستم نکنند و فساد اندر عالم راه نیابد ، و لکن چیزی نبود از آنچ گفتند جز این نام .
- بخش ۹۲ - معارضه ناصرخسرو قبادیانیاگر کسی گوید که عقل را از حرکت از بهر آنست تا مبداع خویش را سبحانه اندر یابد و حاجتمند است سوی اندر رسیدن مبدع حق و محیط بر جلال او ، و چون پیدا شود که او حاجتمند است پیدا شد که او متحرک است .
