جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱ نتیجه برای «خون» با فیلتر سعدی، رباعی
- رباعی شمارهٔ ۱ سعدی شیرازیهر ساعتم اندرون بجوشد خون راوآگاهی نیست مردمِ بیرون را
- رباعی شمارهٔ ۲۱ سعدی شیرازیای در دل من رفته چو خون در رگ و پوستهرچ آن به سر آیدم ز دست تو نکوست
- رباعی شمارهٔ ۴۶ سعدی شیرازیگر دست تو در خون روانم باشدمندیش که آن دم غم جانم باشد
- حکایت شمارهٔ ۳۰ سعدی شیرازیملک را نصیحت او سودمند آمد و از سر خون او در گذشت.
- رباعی شمارهٔ ۴۷ سعدی شیرازیبیچاره کسی که بر تو مفتون باشددور از تو گرش دلیست پر خون باشد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶ سعدی شیرازیگویند مرو که خون خود میریزیمادام که در کمند اویم چه کنم؟
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳ سعدی شیرازیکی دانستم که بیخطا برگردی؟برگشتی و خون مستمندان خوردی
- رباعی شمارهٔ ۹ سعدی شیرازیباشد که به دست خویش خونم ریزیتا جان بدهم دامن مقصود به دست
- رباعی شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیدشمن چه کری کند که خونش ریزیاز چشم عنایتش بینداز که مرد
- رباعی شمارهٔ ۲۸ سعدی شیرازیبا دوست چنان که اوست میباید داشتخونابه درون پوست میباید داشت
- رباعی شمارهٔ ۳۸ سعدی شیرازیخال سیهش بود که خونم میریختریش آمد و رویش همه چون خال بکرد
