جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۴ نتیجه برای «شب» با فیلتر سعدی، سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۵
- حکایت شمارهٔ ۲۹ سعدی شیرازییکی از وزرا پیش ذوالنّون مصری رفت و همّت خواست؛ که روز و شب به خدمتِ سلطان مشغولم و به خیرش امیدوار و از عقوبتش ترسان. ذوالنّون بگریست و گفت: اگر من خدای را، عَزَّ وَ جَلَّ، چنین پرستیدمی که تو سلطان را، از جملهٔ صِدّیقا …
- حکمت شمارهٔ ۴۱ سعدی شیرازیاگر شبها همه قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی.
- شمارهٔ ۴۷ سعدی شیرازیتو را من دوست میدارم که یک شبدر آغوشت کشم تا نیمروزی
- حکایت شمارهٔ ۱۹ سعدی شیرازییکی از ملوک با تنی چند خاصان در شکارگاهی به زمستان از عمارت دور افتادند، تا شب درآمد، خانهٔ دهقانی دیدند.
- حکایت شمارهٔ ۲۶ سعدی شیرازییاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنارِ بیشهای خفته.
- حکایت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیروزی به غرور جوانی سخت رانده بودم و شبانگاه به پای گریوهای سست مانده.
- حکایت شمارهٔ ۱۲ سعدی شیرازیشبی در بیابانِ مکّه از بیخوابی پایِ رفتنم نماند؛ سر بنهادم و شتربان را گفتم: دست از من بدار.
- شمارهٔ ۳۱ سعدی شیرازیگرچه شب است و مردم اوباش در کمینزندان ازین بتر نکند شِحنه یا عَسَس
- شمارهٔ ۴۱ سعدی شیرازیچه داند خوابناک مست مخمورکه شب را چون به روز آورد رنجور
- حکمت شمارهٔ ۴۷ سعدی شیرازیاسیر بند شکم را دو شب نگیرد خوابشبی ز معدهٔ سنگی شبی ز دلتنگی
- حکمت شمارهٔ ۹۳ سعدی شیرازیشب تاریک دوستان خدایمیبتابد چو روز رخشنده
- حکایت شمارهٔ ۳ سعدی شیرازیشبی حکایت کرد: مرا به عمر خویش به جز این فرزند نبوده است. درختی در این وادی زیارتگاه است که مردمان به حاجت خواستن آنجا روند. شبهای دراز در آن پای درخت بر حق بنالیدهام تا مرا این فرزند بخشیده است.
