جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۱ نتیجه برای «لب» با فیلتر سعدی، قطعه · صفحهٔ ۱ از ۲
- شمارهٔ ۱۴۶ سعدی شیرازیپدر که جان عزیزش به لب رسید چه گفت؟یکی نصیحت من گوش دار جان عزیز
- قطعه شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیبه نفط گنده چه حاجت که بر دهان گیریتو را خود از لب لعلست در دهان آتش
- شمارهٔ ۵۷ سعدی شیرازیپس تو همتای نقش دیواریکه همین گوش و چشم و لب دارد
- شمارهٔ ۱۱۸ سعدی شیرازیدوستان آمدند تا لبِ گورقدمی چند و باز پس گردید
- شمارهٔ ۲۱۶ سعدی شیرازینگویم لَب ببند و دیده بَردوزولیکن، هر مقامی را مَقالی
- حکایتِ شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازییکی را دید لب فروهشته و تند نشسته.
- شمارهٔ ۴۰ سعدی شیرازیدر بهار و دی به سالی یک دو بارآمدی در قلب شهر از طرف دشت
- حکمت شمارهٔ ۵۲ سعدی شیرازیخردمندی را که در زمرهٔ اجلاف سخن ببندد شگفت مدار، که آواز بربط با غلبهٔ دهل بر نیاید و بوی عنبر از گند سیر فرو ماند.
- شمارهٔ ۷۰ سعدی شیرازیکاملانند در لباس حقیرهمچو لؤلؤ که در صدف باشد
- شمارهٔ ۸۸ سعدی شیرازیحیف باشد صفیر بلبل راکه زفیر خر ازدحام کند
- شمارهٔ ۱۰۲ سعدی شیرازیهیچ فرصت ورای آن مطلبکه کسی مرگ دشمنان بیند
- شمارهٔ ۱۲۵ سعدی شیرازیاگرچه غالبی از دشمن ضعیف بترسکه تیر آه سحر بر نشانه میآید
