جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۹ نتیجه برای «جامی» با فیلتر وحشی بافقی، مثنوی
- بخش ۴۱ - غزل خواندن فرهاد وحشی بافقیشنید و جام پر کرد و به او دادکشید و داد جامی هم به فرهاد
- بخش ۲۴ - در ستایش معرفت و مقام عشق وحشی بافقیبه جام و شیشه کی پابست گرددز هر جامی خورد سرمست گردد
- بخش ۲۲ - گفتار درآوردن خادمان شیرین فرهاد را در نزد آن ماه جبین و دلربایی آن نازنین از فرهاد وحشی بافقیبه خرم لاله زاری چون رسیدیستادی لختی و جامی کشیدی
- بخش ۲۸ - در صفت مرغزاری که شیرین در آنجا آسایش نموده و گفتگوی او با دایه در ستایش حسن خویش وحشی بافقیبه پای چشمهای آن چشمهٔ نوشفرود آمد که تا جامی کند نوش
- بخش ۳۶ - در توصیف دشتی که رشک گلزار بهشت بود و تفرج شیرین در آن دشت و رسیدن نامهٔ خسرو به او وحشی بافقیترا در دست ز آب صاف جامیننوشی تا بنوشد تشنه کامی
- رفتن شاهزاده منظور به شکار و باز را بر کبک انداختن و شام فراق ناظر را به صبح وصال مبدل ساختن وحشی بافقیبه جامی سر به سر رفتند از هوشهمه زین بزمشان بردند بر دوش
- بخش ۳۷ - در نوشتن شیرین جواب خسرو را و عتاب کردن بدو در عشق و محبت با دیگران وحشی بافقیمگر تا زهر در کامی نریزیبه عشرت باده در جامی نریزی
- بخش ۳۸ - در بیان وصل و هجران نکویان و رفتن شیرین به تماشای بیستون وحشی بافقیبگفتا بایدش جامی که پیمودبه مستی چند حرفی گفت و بشنود
- در ستایش ولی سلطان و بکتاش بیگ و قاسم بیگ وحشی بافقیدو گرامی برادر نامیکآمدند اصل نیک فرجامی
