جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۲ نتیجه برای «دو» با فیلتر فرهاد و شیرین (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۴
- بخش ۲۳ - گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز وحشی بافقیچو دید از دور شیرین عاشق نوسبک در تاخت گلگون سبکرو
- بخش ۳۵ - در ستایش پنهان نمودن راز نهانی که آسایش دو جهانیست وحشی بافقیمکن راز آشکارا تا توانیکه اندر محنت و اندوه مانی
- بخش ۲۷ - در جواب گفتگوی شیرین و قبول نمودن فرهاد کندن کوه بیستون را به جهت عمارت وحشی بافقیبدو فرهاد گفت که ای سرو نوخیزلبت جان پرور و زلفت دلاویز
- بخش ۴۲ - پاسخ دادن شیرین پرستاران را وحشی بافقیمگر پر کار گلبانوی هشیارکه چون کوکب دو چشمشبود بیدار
- بخش ۲۹ - در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید وحشی بافقیچون اندر تجربت شد زندگانیشاز آن دریافت اندوه نهانیش
- بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب وحشی بافقیچو شیرین کوهکن را دید با خویشبه تنها دور از چشم بداندیش
- بخش ۶ - در ستایش حضرت علی «ع» وحشی بافقیولایش « عروةالوثقی» جهان رابدو نازش زمین و آسمان را
- بخش ۱۵ - گفتار در آغاز داستان و چگونگی عشق وحشی بافقیبه غایت خاطر شیرین غمین مانداز آن بی رونقی اندوهگین ماند
- بخش ۷ - گفتار در آرایش و نکویی سخن وحشی بافقیسپهر کهنه و خاک کهن زادسخن نازاده دارد هر دو را یاد
- بخش ۲۰ - گفتار اندر طلب نمودن شیرین استادان پرهنر را برای بنا نمودن قصر شیرین و یافتن خادمان فرهاد را وحشی بافقیکه میخواهم دو استاد و چه استاددو استاد هنرورز و هنرزاد
- بخش ۳۰ - در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت وحشی بافقیبقای وصل خامی آورد باردوام هجر جان سوزد به یکبار
- بخش ۵ - در چگونگی شبی که پیغمبر بر آسمان بر شد وحشی بافقیدمیده صبح دولت آسمان راز خواب انگیخته بخت جوان را
