جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲۶ نتیجه برای «گه» با فیلتر دیوان اشعار (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۱۱
- رباعی شمارهٔ ۶۶ وحشی بافقیای درگه تو عید گه روحانیدر تهنیتت هم انسی و هم جانی
- شمارهٔ ۱۷۳ وحشی بافقیاز دل برآید شعلهای کاتش به عالم در زندهر گه که در خاطر مرا آن جامه گلگون بگذرد
- شمارهٔ ۲۳۲ وحشی بافقیهمچو وحشی گه به تیغم مینوازد گه به تیرمرحمت نگرفته باز آن دلنواز از من هنوز
- شمارهٔ ۲۳۸ وحشی بافقیعشق میفرمایدم مستغنی از دیدار باشچند گه با یار بودی، چند گه بی یار باش
- شمارهٔ ۱۲ وحشی بافقیبا پادشاه من بگو وحشی که چون دور از تو شدتاریخ برخوان گه گهی خوبان عهد خویش را
- شمارهٔ ۶۵ وحشی بافقیخوش باشد اگر هست کسی را سر پیکارناورد گه ما سر میدان خیالست
- شمارهٔ ۱۵۳ وحشی بافقیزبان خوبست اما بیزبانی چون زبان منکه گردد لال هر گه شرح باید کرد حال خود
- شمارهٔ ۲۰۶ وحشی بافقیبر در میخانه من خواهم که آید غمزه مستگه میانم گیرد و گاهی گریبانم کشد
- شمارهٔ ۲۵۳ وحشی بافقیبر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنشتا چو من افتادهای نا گه بگیرد دامنش
- شمارهٔ ۳۴۳ وحشی بافقیگهی از بزم بر میخیز و طرف بام جا میکنزکات بزم عشرت عشوهای در کار ما میکن
- شمارهٔ ۳۴۸ وحشی بافقیدلا عزم سفر دارم از آن در گفتم آگه شواگر با من رفیقی میروم آمادهٔ ره شو
- شمارهٔ ۳۹۱ وحشی بافقیشکرلله که رسیدم به تماشا گه وصلکردم از خاک درت تقویت بینایی
