جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹۵ نتیجه برای «آخر» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۱۷
- شمارهٔ ۴۲۵ صائبآخر غبار خط تو گرد کساد شدجوهر به چشم آینه موی زیاد شد
- حکایت شمارهٔ ۹ سعدی شیرازیدر عقدِ بَیْع سرایی مُتَرَدِّد بودم. جهودی گفت: آخر من از کدخدایانِ این محلّتم؛ وصفِ این خانه چنان که هست از من پرس. بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم: به جز آن که تو همسایهٔ منی!
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیهم چنین در قاعِ بسیط مسافری گم شده بود و قوت و قوَّتش به آخر آمده و دِرَمی چند بر میان داشت، بسیاری بگردید و ره به جایی نبرد، پس به سختی هلاک شد. طایفهای برسیدند و درمها دیدند پیشِ رویش نهاده و بر خاک نبشته:
- شمارهٔ ۳۶ صائبآرزو خار و خسی نیست که آخر گرددورنه با شعله خوی تو که بس می آید؟
- شمارهٔ ۴۵ صائبسیه گر کرد روزم چشم او، خود هم کشید آخرمکافات عمل را در لباس سرمه دید آخر
- شمارهٔ ۱۸۸ صائبداستان عمر طی شد حرف او آخر نشدبرگریزان زبان شد گفتگو آخر نشد
- تکبیت شمارهٔ ۱۹۰ صائبز گریه ابر سیه میشود سفید آخربس است اشک ندامت سیاهکاران را
- شمارهٔ ۲۰۴ صائبداستان عمر طی شد حرف او آخر نشدبرگریزان زبان شد، گفتگو آخر نشد
- شمارهٔ ۲۸۵ صائباول و آخر الله ازان آه بودکه ازو آه نصیب دل آگاه بود
- تکبیت شمارهٔ ۲۹۱ صائبگفتوگوی کفر و دین، آخر به یکجا میکِشَدخواب، یک خواب است و؛ باشد مختلف، تعبیرها
- تکبیت شمارهٔ ۸۰۹ صائبدرکوی مکافات، محال است که آخریوسف به سر راه زلیخا ننشیند
- تکبیت شمارهٔ ۱۵۰۷ صائبسوز پنهانی چو شمع آخر گریبانم گرفتاز گریبان سرزند از هر چه دامن میکشی
