جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹۲ نتیجه برای «خدای» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۱۶
- بخش ۲ جامیخدای تعالی با رسول خود - صلی الله علیه و سلم - خطاب می کند که «و کلا نقص علیک من انباء الرسل مانثبت به فؤادک » یعنی می خوانیم بر تو قصه های پیغمبران تا دل تو را ثابت گردانیم بر آنچه هستی در آن.
- بخش ۵۹ - ای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگر اقبال لاهوریای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگرذره ئی در خود فرو پیچد بیابانی نگر
- بخش ۹۰ - ما از خدای گم شدهایم او به جستجوست اقبال لاهوریما از خدای گم شدهایم او به جستجوستچون ما نیازمند و گرفتار آرزوست
- حکایت شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیدرویشی مُسْتَجابالدَّعوة در بغداد پدید آمد. حَجّاجِ یوسف را خبر کردند. بخواندش و گفت: دعایِ خیری بر من بکن. گفت: خدایا! جانش بستان. گفت: از بهرِ خدای این چه دعاست؟ گفت: این دعایِ خیر است تو را و جملهْ مسلمانان را.
- حکایت شمارهٔ ۲۹ سعدی شیرازی… لم و به خیرش امیدوار و از عقوبتش ترسان. ذوالنّون بگریست و گفت: اگر من خدای را، عَزَّ وَ جَلَّ، چنین پرستیدمی که تو سلطان را، از جملهٔ صِدّیقان بودمی.
- حکایت شمارهٔ ۳۷ سعدی شیرازیکسی مژده پیش انوشیروانِ عادل آورد. گفت: شنیدم که فلان دشمنِ تو را خدای ،عَزَّ وَ جَلَّ، برداشت.
- شمارهٔ ۳۹ سعدی شیرازینهاد بد نپسندد خدای نیکوکارامیر خفته و مردم ز ظلم او بیدار
- حکایت شمارهٔ ۴۱ سعدی شیرازی… ر بیش از این بوده است ایشان را چنین فتحی میسّر نشده». گفتا: «به عَونِ خدای، عَزَّوَجَلَّ، هر مملکتی را که گرفتم رعیّتش نیآزردم و نامِ پادشاهان جز به نکویی نبردم».
- شمارهٔ ۵۴ سعدی شیرازیهر که آمد بر خدای قبولنکند هیچش از خدا مشغول
- بخش ۱۶ جامیابوالحسن نوری - قدس الله تعالی سره - گوید: هر که خدای تعالی خود را از وی بپوشاند هیچ دلیل و خبر او را به وی نرساند.
- بخش ۳۳ جامیکوژپشتی را گفتند: آن می خواهی که خدای تعالی پشت تو را چون دیگران راست گرداند یا آن که پشت دیگران را چون تو کوژ گرداند؟ گفت: آنکه همه را چون من کوژ گرداند تا به آن چشمی که ایشان در من نگریسته اند من نیز به همان چشم در ایش …
- بخش ۴ جامیدر خبر است که خدای تعالی فردای قیامت با بنده از مفلسی و بی مایگی شرمنده می گوید که فلان دانشمند یا عارف را در فلان محله می شناختی؟ گوید: آری می شناختم فرمان رسد تو را به وی بخشیدم.
