جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۲۴ نتیجه برای «درد» با فیلتر رباعی · صفحهٔ ۱ از ۲۷
- رباعی شمارهٔ ۹۵۰ جلال الدین محمد مولویدرد تو علاج کس پذیرد هرگزیا از تو مراد می گزیرد هرگز
- شمارهٔ ۱۵ عطار نیشابوریدرد تو که در دلم به جای جان بوددرمانِ من عاشق سرگردان بود
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵ خاقانی شروانیدرد سر مردم همه از سر خیزدچون یافت کله درد قویتر خیزد
- رباعی شمارهٔ ۶۴ سعدی شیرازیآن درد ندارم که طبیبان داننددردیست محبت که حبیبان دانند
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰ جلال الدین محمد مولویای دل تو و درد او که درمان اینستغم میخور و دم مزن که فرمان اینست
- رباعی شمارهٔ ۴۰۰ جلال الدین محمد مولویگویند مرا که این همه درد چراستوین نعره و آواز و رخ زرد چراست
- رباعی شمارهٔ ۵۱۸ جلال الدین محمد مولویاز درد چو جان تو به فریاد آیدآنگه ز خدای عالمت یاد آید
- رباعی شمارهٔ ۵۸۴ جلال الدین محمد مولویبس درمانها کان مدد درد شودبس دولتها که روی از آن زرد شود
- رباعی شمارهٔ ۷۱۵ جلال الدین محمد مولویروزیکه بود دلت ز جان پر از دردشکرانه هزاران جان فدا باید کرد
- رباعی شمارهٔ ۸۵۷ جلال الدین محمد مولویهم کفرم و هم دینم و هم صافم و دردهم پیرم و هم جوان و هم کودک خرد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳۰ جلال الدین محمد مولویاز درد همیشه من دوا میبینمدر قهر و جفا لطف و وفا میبینم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶۶ جلال الدین محمد مولویبا تو قصص درد و فغان میگویمور گوش ببندی پنهان میگویم
