غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۹ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای یاد تو کار کاردانان

تسبیح زبان بی‌زبانان

۱

بر خود گیرند خرده هر دم

در عشق تو جان خرده‌دانان

۲

عشاق ز بوی جام وصلت

تا حشر بمانده سرگرانان

۳

هر لحظه هزار عاشق مست

در راه تو آستین فشانان

۴

در زلف تو صد هزار دل هست

چوبک‌زن تو چو پاسبانان

۵

بر تنگ شکر ز تیر مژگانت

بنشانده به ره نگاهبانان

۶

از بس که دلم نشان تو جست

گم گشت نشان بی نشانان

۷

جان خود که بود که خون نگردد

در عشق جمال چون تو جانان

۸

عطار شکسته را برون بر

کلی ز میان بد گمانان

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـانان۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کاردانانبی‌زبانان
  2. دمخرده‌دانان
  3. وصلتسرگرانان
  4. مستفشانان
  5. هستپاسبانان
  6. مژگانتنگاهبانان
  7. جستنشانان
  8. نگرددجانان
  9. برگمانان

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.