ای روی تو شمع بتپرستان
یاقوت تو قوت تنگدستان
۱زلف تو و صد هزار حلقه
چشم تو و صد هزار دستان
۲خورشید نهاده چشم بر در
تا تو به درآیی از شبستان
۳گردون به هزار چشم هر شب
واله شده در تو همچو مستان
۴آنچ از رخ تو رود در اسلام
هرگز نرود به کافرستان
۵پیران ره حروف زلفت
ابجد خوانان این دبستان
۶در عشق تو نیستان که هستند
هستند نه نیستان نه هستان
۷ممکن نبود به لطف تو خلق
از دینداران و بتپرستان
۸گوی تو که آب خضر بوده است
هر شیر که خوردهای ز پستان
۹ای بر شده بس بلند آخر
به زین نگرید سوی بستان
۱۰گلگون جمال در جهان تاز
وز عمر رونده داد بستان
۱۱کین گلبن نوبهار عمرت
درهم ریزد به یک زمستان
۱۲مشغول مشو به گل که ماراست
پنهان ز تو خفته در گلستان
۱۳زخمی زندت به چشم زخمی
گورستانت کند ز بستان
۱۴تو گلبن گلستان حسنی
عطار تورا هزاردستان
۱۵