بخش
غزلیات عطار
این بخش از «دیوان اشعار» عطار است و ۸۵۲ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۸۵۲
- صفحه
- ۵۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱غزل شمارهٔ ۱چون نیست، هیچ مردی، در عشق، یار ما را،سجاده، زاهدان را؛ درد و قُمار، ما را.خواندن شعر ‹
- ۲غزل شمارهٔ ۲ز زلفت زنده میدارد صبا انفاس عیسی راز رویت میکند روشن خیالت چشم موسی راخواندن شعر ‹
- ۳غزل شمارهٔ ۳ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرامن کیم کز چون تویی بویی رسد جان مراخواندن شعر ‹
- ۴غزل شمارهٔ ۴گفتم اندر محنت و خواری مراچون ببینی نیز نگذاری مراخواندن شعر ‹
- ۵غزل شمارهٔ ۵سوختی جانم چه میسازی مرابر سر افتادم چه میتازی مراخواندن شعر ‹
- ۶غزل شمارهٔ ۶گر سیر نشد تو را دل از مایک لحظه مباش غافل از ماخواندن شعر ‹
- ۷غزل شمارهٔ ۷بار دگر شور آفرید این پیر درد آشام ماصد جام برهم نوش کرد از خون دل پر جام ماخواندن شعر ‹
- ۸غزل شمارهٔ ۸چون شدستی ز من جدا صنمامُلْتَقَى لِمْ تَرَکْتَ بِیْ نَدَماخواندن شعر ‹
- ۹غزل شمارهٔ ۹در دلم افتاد آتش ساقیاساقیا آخر کجائی هین بیاخواندن شعر ‹
- ۱۰غزل شمارهٔ ۱۰در دلم بنشستهای بیرون میانی برون آی از دلم در خون میاخواندن شعر ‹
- ۱۱غزل شمارهٔ ۱۱ای عجب دردی است دل را بس عجبمانده در اندیشهٔ آن روز و شبخواندن شعر ‹
- ۱۲غزل شمارهٔ ۱۲روز و شب چون غافلی از روز و شبکی کنی از سر روز و شب طربخواندن شعر ‹
- ۱۳غزل شمارهٔ ۱۳برقع از ماه برانداز امشبابرش حسن برون تاز امشبخواندن شعر ‹
- ۱۴غزل شمارهٔ ۱۴چه شاهدی است که با ماست در میان امشبکه روشن است ز رویش همه جهان امشبخواندن شعر ‹
- ۱۵غزل شمارهٔ ۱۵سحرگاهی شدم سوی خراباتکه رندان را کنم دعوت به طاماتخواندن شعر ‹
- ۱۶غزل شمارهٔ ۱۶تا درین زندان فانی زندگانی باشدتکنج عزلت گیر تا گنج معانی باشدتخواندن شعر ‹
