در دلم بنشستهای بیرون میا
نی برون آی از دلم در خون میا
۱چون ز دل بیرون نمیآیی دمی
هر زمان در دیده دیگرگون میا
۲چون کست یک ذره هرگز پی نبرد
تو به یک یک ذره بوقلمون میا
۳غصهای باشد که چون تو گوهری
آید از دریا برون بیرون میا
۴سرنگون غواص خود پیش آیدت
تو ز فقر بحر در هامون میا
۵گر پدید آیی دو عالم گم شود
بیش از این ای لولو مکنون میا
۶نی برون آی و دو عالم محو کن
گو برون از تو کسی اکنون، میا
۷چون تو پیدا میشوی گم میشوم
لطف کن وز وسع من افزون میا
۸چون به یک مویت ندارم دست رس
دست بر نه برتر از گردون میا
۹چون ز هشیاری به جان آمد دلم
بیشرابی پیش این مجنون میا
۱۰بدرهٔ موزون شعرت ای فرید
بستهٔ این بدرهٔ موزون میا
۱۱