غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای عجب دردی است دل را بس عجب

مانده در اندیشهٔ آن روز و شب

۱

اوفتاده در رهی بی پای و سر

همچو مرغی نیم بسمل زین سبب

۲

چند باشم آخر اندر راه عشق

در میان خاک و خون در تاب و تب

۳

پرده برگیرند از پیشان کار

هر که دارند از نسیم او نسب

۴

ای دل شوریده عهدی کرده‌ای

تازه گردان چند داری در تعب

۵

برگشادی بر دلم اسرار عشق

گر نبودی در میان ترک ادب

۶

پر سخن دارم دلی لیکن چه سود

چون زبانم کارگر نی ای عجب

۷

آشکارایی و پنهانی نگر

دوست با ما، ما فتاده در طلب

۸

زین عجب تر کار نبود در جهان

بر لب دریا بمانده خشک لب

۹

اینت کاری مشکل و راهی دراز

اینت رنجی سخت و دردی بوالعجب

۱۰

دایم ای عطار با اندوه ساز

تا ز حضرت امرت آید کالطرب

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـب۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. عجبشب
  2. سرسبب
  3. عشقتب
  4. کارنسب
  5. کرده‌ایتعب
  6. عشقادب
  7. سودعجب
  8. نگرطلب
  9. جهانلب
  10. درازبوالعجب
  11. سازکالطرب

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.