بخش

قصاید عطار

این بخش از «دیوان اشعار» عطار است و ۳۰ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۳۰).

مورد منتشرشده
۳۰
صفحه
۲

اشعار (۳۰ مورد · نمایش ۱ تا ۱۶)

  1. ۱قصیدهٔ شمارهٔ ۱سبحان قادری که صفاتش ز کبریابر خاک عجز می‌فکند عقل انبیاخواندن قصیده ‹
  2. ۲قصیدهٔ شمارهٔ ۲ای مرغ روح بر پر ازین دام پر بلاپرواز کن به ذروهٔ ایوان کبریاخواندن قصیده ‹
  3. ۳قصیدهٔ شمارهٔ ۳مورچهٔ خط تو، کرد چو موری مراکی کند ای مشک مو مور تو چندین جفاخواندن قصیده ‹
  4. ۴قصیدهٔ شمارهٔ ۴خطاب هاتف دولت رسید دوش به ماکه هست عرصهٔ بی‌دولتی سرای فناخواندن قصیده ‹
  5. ۵قصیدهٔ شمارهٔ ۵اگر ز گلبن خلقش گلی به بار رسدبه حکم نیشکر آرد برون ز زهرگیاخواندن قصیده ‹
  6. ۶قصیدهٔ شمارهٔ ۶ندارد درد من درمان دریغابماندم بی سر و سامان دریغاخواندن قصیده ‹
  7. ۷قصیدهٔ شمارهٔ ۷وقت کوچ است الرحیل ای دل ازین جای خرابتا ز حضرت سوی جانت ارجعی آید خطابخواندن قصیده ‹
  8. ۸قصیدهٔ شمارهٔ ۸بس کز جگرم خون دگرگونه چکیده استتا دست به کام دل خویشم برسیده استخواندن قصیده ‹
  9. ۹قصیدهٔ شمارهٔ ۹بر گذر ای دل غافل که جهان برگذر استکه همه کار جهان رنج دل و دردسر استخواندن قصیده ‹
  10. ۱۰قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰چرخ مردم خوار اگر روزی دو مردم‌پرور استنیست از شفقت مگر پرواری او لاغر استخواندن قصیده ‹
  11. ۱۱قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱هر دل که در حظیرهٔ حضرت حضور یافتسرش سریر خود ز سرای سرور یافتخواندن قصیده ‹
  12. ۱۲قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلندزانکه بلندی دهد، تا بتواند فکندخواندن قصیده ‹
  13. ۱۳قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳جانم ز سر کون به سودا در اوفتاددل زو سبق ببرد و به غوغا در اوفتادخواندن قصیده ‹
  14. ۱۴قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴هرکه بر پستهٔ خندان تو دندان داردجان کشد پیش لب لعل تو گر جان داردخواندن قصیده ‹
  15. ۱۵قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵دم عیسی است که بوی گل تر می‌آردوز بهشت است نسیمی که سحر می‌آردخواندن قصیده ‹
  16. ۱۶قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ای پرده‌ساز گشته درین دیر پرده درتا کی چو کرم پیله نشینی به پرده درخواندن قصیده ‹