بخش
غزلیات عطار
این بخش از «دیوان اشعار» عطار است و ۸۵۲ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۸۵۲
- صفحه
- ۵۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۸۱۷غزل شمارهٔ ۸۱۷خال مشکین بر گلستان می زنیدل همی سوزی و بر جان می زنیخواندن شعر ‹
- ۸۱۸غزل شمارهٔ ۸۱۸هر زمان لاف وفایی می زنیآتشی در مبتلایی می زنیخواندن شعر ‹
- ۸۱۹غزل شمارهٔ ۸۱۹خواجه تا چند حساب زر و دینار کنیسود و سرمایهٔ دین بر سر بازار کنیخواندن شعر ‹
- ۸۲۰غزل شمارهٔ ۸۲۰گر نقاب از جمال باز کنیکار بر عاشقان دراز کنیخواندن شعر ‹
- ۸۲۱غزل شمارهٔ ۸۲۱ای دل اندر عشق غوغا چون کنیخویش را بیهوده رسوا چون کنیخواندن شعر ‹
- ۸۲۲غزل شمارهٔ ۸۲۲گه به دندان در عدن شکنیگه به مژگان صف ختن شکنیخواندن شعر ‹
- ۸۲۳غزل شمارهٔ ۸۲۳هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنیآتش سودای خویش در دل و جان افکنیخواندن شعر ‹
- ۸۲۴غزل شمارهٔ ۸۲۴هر شبم سرمست در کوی افکنیوز بر خویشم به هر سوی افکنیخواندن شعر ‹
- ۸۲۵غزل شمارهٔ ۸۲۵در همه شهر خبر شد که تو معشوق منیاین همه دوری و پرهیز و تکبر چه کنیخواندن شعر ‹
- ۸۲۶غزل شمارهٔ ۸۲۶به سر زلف دلربای منیبه لب لعل جانفزای منیخواندن شعر ‹
- ۸۲۷غزل شمارهٔ ۸۲۷نگر تا ای دل بیچاره چونیچگونه میروی سر در نگونیخواندن شعر ‹
- ۸۲۸غزل شمارهٔ ۸۲۸تا در سر زلف تاب بینیدل در بر من خراب بینیخواندن شعر ‹
- ۸۲۹غزل شمارهٔ ۸۲۹به وادییی که درو گوی راه سر بینیبه هر دمی که زنی ماتمی دگر بینیخواندن شعر ‹
- ۸۳۰غزل شمارهٔ ۸۳۰هر روز ز دلتنگی جایی دگرم بینیهر لحظه ز بی صبری شوریدهترم بینیخواندن شعر ‹
- ۸۳۱غزل شمارهٔ ۸۳۱چو لبت به پسته اندر صفت گهر نبینیچو رخت به پرده اندر تتق قمر نبینیخواندن شعر ‹
- ۸۳۲غزل شمارهٔ ۸۳۲هرچه هست اوست و هرچه اوست تویاو تویی و تو اوست نیست دویخواندن شعر ‹
